قانون شوراهای حل اختلاف مصوب 1394

بسم الله الرحمن الرحیم
قانون شوراهای حل اختلاف
مصوب 1394
ماده۱ـ به‌منظور حل اختلاف و صلح و سازش بین اشخاص حقیقی و حقوقی غیردولتی، شوراهای حل اختلاف که در این قانون به اختصار «شورا» نامیده می‏شوند، تحت نظارت قوه قضائیه و با شرایط مقرر در این قانون تشکیل می‏گردد.
تبصره ـ تعیین محدوده فعالیت جغرافیایی شورا در هر حوزه قضائی به عهده رئیس همان حوزه قضائی می‏باشد.
ماده۲ـ شوراهای حل اختلاف در شهرها و در صورت لزوم در روستاها به تعداد لازم تشکیل می‏گردد.
تبصره ـ رئیس قوه قضائیه می‌تواند برای رسیدگی به امور خاص به ترتیب مقرر در این قانون شوراهای تخصصی تشکیل دهد.
ماده۳ـ هر شورا دارای رئیس، دونفر عضو اصلی و یک‌نفر عضو علی‏البدل است و در صورت نیاز می‏تواند برای انجام وظایف خود دارای مسؤول دفتر باشد که توسط رئیس حوزه قضائی مربوط پیشنهاد و ابلاغ آن از سوی رئیس کل دادگستری استان یا معاون ذی‏ربط وی صادر می‏شود.
ماده۴ـ در هر حوزه قضائی یک یا چند نفر قاضی دادگستری که قاضی شورا نامیده می‏شوند، مطابق مقررات این قانون انجام وظیفه می‏نمایند.
تبصره۱ـ قوه‌قضائیه می‏تواند برای تأمین قضات شورا از میان قضات شاغل یا بازنشسته استفاده نماید.
تبصره۲ـ مرکز امور شوراها می‏تواند از قضات شورا به‌صورت تمام‌وقت یا پاره‌وقت استفاده نماید.
تبصره۳ـ رئیس قوه قضائیه می‌تواند یک قاضی را برای چند شورا تعیین کند.
ماده۵ ـ حکم انتصاب قاضی شورا توسط رئیس قوه‌قضائیه و حکم انتصاب هریک از اعضای شورا پس از احراز شرایط مقرر در این قانون، با پیشنهاد رئیس کل دادگستری توسط رئیس مرکز امور شوراها صادر می‏شود.
ماده۶ ـ اعضای شورا باید دارای شرایط زیر باشند:
الف ـ متدین به دین مبین اسلام
ب ـ تابعیت جمهوری اسلامی‌ایران
پ ـ التزام عملی به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ولایت مطلقه فقیه
ت ـ حسن شهرت به امانت و دیانت و صحت عمل
ث ـ عدم استفاده از مشروبات الکلی و عدم اعتیاد به مواد مخدر یا روانگردان
ج ـ حداقل سی‌سال سن تمام
چ ـ کارت پایان‌خدمت وظیفه عمومی ‌یا معافیت از آن برای مشمولان
ح ـ حداقل مدرک کارشناسی یا مدرک حوزوی معادل برای تمام اعضای شورای حل اختلاف شهر و در شورای روستا سواد خواندن و نوشتن و ترجیحاً داشتن دیپلم و بالاتر
خ ـ متأهل بودن
دـ سابقه سکونت در حوزه شورا حداقل به مدت شش‌ماه و تداوم سکونت پس از عضویت
ذـ نداشتن سابقه محکومیت مؤثر کیفری و عدم محرومیت از حقوق اجتماعی
تبصره۱ـ برای عضویت در شورا دارندگان مدرک دانشگاهی یا حوزوی در رشته‌های حقوق قضائی یا الهیات با گرایش فقه و مبانی حقوق اسلامی در اولویت هستند و حداقل یک‌نفر از اعضای شورای حل اختلاف شهر باید از میان دارندگان مدارک تحصیلی فوق باشد.
تبصره۲ـ افرادی که پیش از لازم‌الاجراء شدن این قانون به عضویت شوراها درآمده‏اند در صورت نداشتن شرایط موضوع بندهای (ح) و (خ) ادامه عضویتشان بلامانع است.
تبصره۳ـ رئیس قوه قضائیه می‏تواند برای صلح و سازش در دعاوی و شکایات اقلیت‏های دینی موضوع اصل سیزدهم (۱۳) قانون اساسی جمهوری اسلامی ‌ایران، شورای حل اختلاف خاص آنان تشکیل دهد. اعضای این شورا باید متدین به دین خود باشند.
تبصره۴ـ اعضای شورا قبل از شروع به‌کار مکلفند مطابق سوگندنامه‌ای که توسط رئیس قوه قضائیه تهیه و تصویب می‌شود، سوگند یاد نمایند.
ماده۷ـ قضات، کارکنان دادگستری، وکلا و مشاوران حقوقی، کارشناسان رسمی دادگستری و کارکنان نیروهای نظامی ‌و انتظامی‌جمهوری اسلامی ‌ایران و نیروهای اطلاعاتی تا زمانی که در سمتهای شغلی خود هستند حق عضویت در شورا را ندارند.
ماده۸ ـ در موارد زیر شوراها با تراضی طرفین برای صلح و سازش اقدام می‏نمایند:
الف ـ کلیه امور مدنی و حقوقی
ب ـ کلیه جرائم قابل گذشت
پ ـ جنبه خصوصی جرائم غیرقابل گذشت
تبصره ـ در صورتی‌که رسیدگی شورا با درخواست یکی از طرفین صورت پذیرد و طرف دیگر تا پایان جلسه اول عدم تمایل خود را برای رسیدگی در شورا اعلام نماید، شورا درخواست را بایگانی و طرفین را به مرجع صالح راهنمایی می‏نماید.
ماده۹ـ در مـوارد زیر، قاضی شورا با مشورت اعضای شورا رسیدگی و مبادرت به صدور رأی می‏نماید:
الف ـ دعاوی مالی راجع به اموال منقول تا نصاب دویست‌میلیون (۲۰۰.۰۰۰.۰۰۰)ریال به‌جز مواردی که در تاریخ لازم‌الاجراء شدن این قانون در دادگستری مطرح می‏باشند.
ب ـ  تمامی‌ دعاوی مربوط به تخلیه عین مستأجره به‌جز دعاوی مربوط به سرقفلی و حق کسب و پیشه
پ ـ دعاوی تعدیل اجاره‌بها به شرطی که در رابطه استیجاری اختلافی وجود نداشته باشد
ت ـ  صدور گواهی حصر وراثت، تحریر ترکه، مهر و موم ترکه و رفع آن
ث ـ  ادعای اعسار از پرداخت محکومٌ‏به در صورتی که شورا نسبت به اصل دعوی رسیدگی کرده باشد
ج ـ  دعاوی خانواده راجع به جهیزیه، مهریه و نفقه تا نصاب مقرر در بند (الف) در صورتی که مشمول ماده (۲۹) قانون حمایت خانواده مصوب ۱/۱۲/۱۳۹۱ نباشند.
چ ـ  تأمین دلیل
ح ـ جرائم تعزیری که صرفاً مستوجب مجازات جزای‌نقدی درجه هشت باشد.
تبصره۱ـ بهای خواسته براساس نرخ واقعی آن تعیین می‌گردد، چنانچه نسبت به بهای خواسته بین اصحاب دعوی اختلاف حاصل شود و اختلاف مؤثر در صلاحیت شورا باشد، یا قاضی شورا نسبت به آن تردید کند قبل از شروع رسیدگی رأساً یا با جلب نظر کارشناس، بهای خواسته را تعیین می­کند.
تبصره۲ـ شورای حل‌اختلاف مجاز به صدور حکم شلاق و حبس نمی‏باشد.
تبصره۳ـ صلاحیت شوراهای حل اختلاف روستا مستقر در روستا صرفاً صلح و سازش می‌باشد.
ماده ۱۰ ـ دعاوی زیر حتی با توافق طرفین قابل طرح در شورا نیست:
الف ـ اختلاف در اصل نکاح، اصل طلاق، فسخ نکاح، رجوع، نسب
ب ـ اختلاف در اصل وقفیت، وصیت، تولیت
پ ـ دعاوی راجع به حجر و ورشکستگی
ت ـ دعاوی راجع به اموال عمومی و دولتی
ث ـ اموری که به موجب قوانین دیگر در صلاحیت مراجع اختصاصی یا مراجع قضائی غیردادگستری می‏باشد.
ماده۱۱ـ در کلیه اختلافات و دعاوی خانوادگی و سایر دعاوی مدنی و جرائم قابل گذشت، مرجع قضائی رسیدگی‏کننده می‏تواند با توجه به کیفیت دعوی یا اختلاف و امکان حل و فصل آن از طریق صلح و سازش، فقط یک‌بار برای مدت حداکثر سه‌ماه موضوع را به شورا ارجاع نماید.
تبصره ـ در اجرای این ماده، شوراها مکلفند برای حل و فصل دعوی یا اختلاف و ایجاد صلح و سازش تلاش کنند و نتیجه را اعم از حصول یا عدم حصول سازش در مهلت تعیین‌شده برای تنظیم گزارش اصلاحی یا ادامه رسیدگی به‌طور مستند به مرجع قضائی ارجاع‏کننده اعلام نمایند.
ماده۱۲ـ شوراها باید اقدامات لازم را برای حفظ اموال اشخاص صغیر، مجنون و غیررشید که فاقد ولی یا قیم باشند و غایب مفقودالاثر، همچنین ماترک متوفای بلاوارث و اموال مجهول‏المالک به‌عمل آورند و بلافاصله مراتب را به مراجع صالح اعلام کنند. شوراها حق دخل و تصرف در هیچ‌یک از اموال مذکور را ندارند.
ماده۱۳ـ در صورت اختلاف در صلاحیت محلی شوراها به ترتیب زیر اقدام می‏شود:
الف ـ در مورد شوراهای واقع در یک حوزه قضائی، حل اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومی همان حوزه است.
ب ـ در مورد شوراهای واقع در حوزه‏های قضائی شهرستان‌های یک استان، حل اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومی‌حوزه قضائی شهرستان مرکز استان است.
پ ـ در مورد شوراهای واقع در دو استان، حل اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومی شهرستان مرکز استانی است که ابتدائاً به صلاحیت شورای واقع در آن استان اظهارنظر شده است.
ماده۱۴ـ در صورت بروز اختلاف در صلاحیت شورای حل اختلاف با سایر مراجع غیردادگستری در یک حوزه قضائی، حل اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومی‌حوزه قضائی مربوط است و در حوزه‏های قضائی مختلف یک استان، حل اختلاف با شعبه اول دادگاه عمومی ‌شهرستان مرکز همان استان است. در صورت بروز اختلاف شوراهای حل اختلاف با مراجع غیردادگستری واقع در حوزه دو استان، به ترتیب مقرر در بند (پ) ماده (۱۳) این قانون عمل می‌شود.
ماده۱۵ـ در صورت بروز اختلاف در صلاحیت بین شورای حل اختلاف با مرجع قضائی، نظر مرجع قضائی لازم‏الاتباع است.
ماده۱۶ـ رسیدگی شوراها با درخواست کتبی یا شفاهی به‌عمل می‏آید. درخواست شفاهی در صورتمجلس قید و به امضای خواهان یا متقاضی می‏رسد.
ماده۱۷ـ درخواست رسیدگی متضمن موارد زیر است:
الف ـ نام و نام خانوادگی، مشخصات و نشانی طرفین دعوی
ب ـ موضوع خواسته و همچنین تقویم آن در امور مالی
پ ـ موضوع درخواست یا اتهام
ت ـ دلایل و مستندات درخواست یا شکایت
ماده۱۸ـ رسیدگی قاضی شورا از حیث اصول و قواعد، تابع مقررات قوانین آیین دادرسی مدنی و کیفری است.
تبصره۱ـ اصول و قواعد حاکم بر رسیدگی شامل مقررات ناظر به صلاحیت، حق دفاع، حضور در دادرسی، رسیدگی به دلایل و مانند آن است.
تبصره۲ـ مقررات ناظر به صدور رأی، واخواهی، تجدیدنظر و هزینه دادرسی، از حکم مقرر در این ماده مستثنی و تابع این قانون است.
ماده۱۹ـ رسیدگی شورا تابع تشریفات آیین دادرسی مدنی نیست.
تبصره۱ـ منظور از تشریفات در این ماده، مقررات ناظر به شرایط شکلی دادخواست ، نحوه ابلاغ، تعیین اوقات رسیدگی، جلسه دادرسی و مانند آن است.
تبصره۲ـ چنانچه خوانده با دعوت شورا در جلسه رسیدگی حاضر نشود و یا لایحه‏ای ارسال نکند و این دعوت مطابق مقررات آیین دادرسی مدنی راجع به ابلاغ نباشد، شورا مکلف است او را با ارسال اخطاریه دعوت کند.
ماده۲۰ـ طرفین می‏توانند شخصاً در شورا حضور یافته یا از وکیل  دادگستری استفاده نمایند.
ماده۲۱ـ در مواردی که دعوای طاری یا مرتبط با دعوای اصلی از صلاحیت ذاتی شورا خارج باشد، رسیدگی به هر دو دعوی در مرجع قضائی صالح به‌عمل می‏آید.
ماده۲۲ـ شورای حل اختلاف علاوه بر رسیدگی به دلایل طرفین می‏تواند تحقیق محلی، معاینه محل، تأمین دلیل را نیز با ارجاع قاضی یا رئیس شورا توسط یکی از اعضاء به‌عمل آورد.
ماده۲۳ـ هزینه رسیدگی شورای حل اختلاف در کلیه مراحل، در دعاوی کیفری و غیرمالی معادل هزینه دادرسی در محاکم دادگستری و در دعاوی مالی معادل پنجاه ‌درصد (۵۰%) آن است. رسیدگی به دعاوی مشمول ماده (۸) این قانون بدون هزینه دادرسی است.
درآمد حاصل از هزینه دادرسی، جریمه‌های قانونی و نیم‌عشر اجرای آرای موضوع این قانون و سایر موارد قانونی به خزانه‌داری کل کشور واریز و صددرصد(۱۰۰%) مبلغ واریزی از محل اعتبار خاصی که به همین منظور هرساله در قانون بودجه کل کشور منظور می‌شود به شوراها اختصاص و پرداخت می‌شود تا به‌صورت کمک در موارد زیر هزینه گردد:
الف ـ پرداخت پاداش به اعضاء و کارکنان شوراها
ب ـ هزینه تعمیرات و تجهیزات و هزینه‏های اداری مرکز امور شوراها
پ ـ بیمه تأمین اجتماعی کارکنان و اعضای شورا
تبصره ـ رئیس قوه قضائیه می‏تواند از منابع موضوع این ماده برای پرداخت پاداش به قضات بازنشسته که در اجرای این قانون فعالیت می‏کنند، اختصاص دهد.
ماده۲۴ـ در صورت حصول سازش میان طرفین، چنانچه موضوع در صلاحیت شورا باشد گزارش اصلاحی صادر و پس از تأیید قاضی شورا به طرفین ابلاغ می‌شود، در غیر این‌صورت موضوع سازش و شرایط آن به ترتیبی که واقع شده است در صورتمجلس منعکس و مراتب به مرجع قضائی صالح اعلام می‌شود.
ماده۲۵ـ رأی صادره از سوی قاضی شورا حضوری است، مگر اینکه محکومٌ‌علیه یا وکیل او در هیچ‌یک از جلسات رسیدگی حاضر نشده و یا به‌طور کتبی نیز دفاع ننموده باشد.
ماده۲۶ـ محکومٌ‏علیه غایب حق دارد مطابق قانون آیین‌دادرسی مدنی به رأی غیابی اعتراض کند.
ماده۲۷ـ تمام آرای صادره موضوع ماده (۹) این قانون ظرف مدت بیست‌روز از تاریخ ابلاغ، قابل تجدیدنظرخواهی می‏باشد. مرجع تجدیدنظر از آرای قاضی شورا، حسب مورد دادگاه عمومی‌حقوقی یا کیفری دو همان حوزه قضائی می‏باشد. چنانچه مرجع تجدیدنظر آرای صادره را نقض نماید، رأساً مبادرت به صدور رأی می‏کند. این رأی، قطعی است و اگر رسیدگی به موضوع در صلاحیت مرجع دیگری باشد، پرونده را به مرجع صالح ارسال می­کند.
تبصره۱ـ گزارش اصلاحی شورا قابل اعتراض نمی‏باشد و قطعی است.
تبصره۲ـ هرگاه رأی مرجع تجدیدنظر در مقام رد صلاحیت شورا باشد رسیدگی ماهوی انجام و رأی اخیر به‌عنوان رأی شعبه بدوی تلقی و حسب مورد مطابق مقررات آیین دادرسی مدنی و کیفری قابل تجدیدنظر است.
تبصره۳ـ هزینه ‌‌دادرسی رسیدگی در مراحل تجدیدنظرخواهی حسب‌ مورد براساس هزینه دادرسی طرح دعوی در آن مرجع است.
ماده۲۸ـ هرگاه در تنظیم یا نوشتن رأی سهو قلم رخ بدهد مانند از قلم افتادن کلمه‏ای یا اضافه شدن آن و یا اشتباه در محاسبه صورت گرفته باشد تا وقتی که نسبت به آرای مذکور اعتراض نشده است، قاضی شورا رأساً یا با درخواست ذی‏نفع رأی را تصحیح می‏کند و رأی تصحیح‌شده به طرفین ابلاغ می‌شود. تسلیم رونوشت رأی اصلی بدون رأی تصحیح‌شده ممنوع است.
ماده۲۹ـ اجرای آرای قطعی در امور مدنی به درخواست ذی‏نفع و با دستور قاضی شورا پس از صدور برگه اجرائیه مطابق مقررات مربوط به اجرای احکام مدنی و اجرای احکام قطعی در امور کیفری طبق مقررات آیین دادرسی کیفری توسط قاضی واحد اجرای احکام شورای حل اختلاف محل به‌عمل می‏آید.
تبصره ـ گزارش‌های اصلاحی تنظیم شده توسط شورای حل اختلاف به دستور قاضی شورا توسط واحد اجرای احکام شورای حل اختلاف اجراء می­شود .
ماده۳۰ـ چنانچه محکومٌ‏علیه، محکومٌ‏به را پرداخت نکند و اموالی از وی به‌دست نیاید، با تقاضای ذی‏نفع و دستور قاضی شورا مراتب جهت اعمال قانون نحوه اجرای محکومیت‏های مالی به واحد اجرای احکام شورای حل اختلاف اعلام می‏شود.
ماده۳۱ـ عضویت در شورا افتخاری است. قوه‌قضائیه به تناسب فعالیت و میزان همکاری قضات، اعضاء و کارکنان شورا پاداش مناسب پرداخت می‌کند.
در خصوص اعضاء و کارکنان تمام‌وقت نیز با رعایت حداقل پرداخت حقوق مطابق قانون کار پاداش پرداخت می‌نماید.
ماده۳۲ـ در صورت فوت یا استعفاء یا عزل اعضای شورا، عضو علی‏البدل با دعوت رئیس حوزه قضائی جایگزین عضو مذکور می‏شود.
تبصره ـ در غیاب عضو شورا، با دعوت رئیس شورا، عضو علی‏البدل عهده‏دار وظیفه وی می‌باشد.
ماده۳۳ـ چنانچه اعضاء یا کارکنان شورا در انجام وظایف قانونی خود مرتکب تخلف شوند و یا حضور و مشارکت مناسب در جلسات شورا نداشته باشند یا شرایط عضویت در شورا را از دست بدهند، رئیس حوزه قضائی مراتب را مستنداً جهت رسیدگی به هیأت رسیدگی‏کننده به تخلفات اعضاء و کارکنان شورا موضوع ماده (۳۴) این قانون اعلام می‏کند.
ماده۳۴ـ هیأت رسیدگی‏کننده به تخلفات اعضای شورا مرکب از یک‌نفر قاضی با انتخاب رئیس کل دادگستری استان و رئیس شورای حل اختلاف استان و مسؤول حفاظت و اطلاعات دادگستری استان می‌باشد.
تبصره ـ رئیس قوه قضائیه، هیأت یادشده را برای مدت سه‌سال منصوب می‌کند و انتخاب مجدد آنان بلامانع است.
ماده۳۵ـ تخلفات اعضاء و کارکنان شورا به قرار زیر است:
الف ـ اعمال و رفتار خلاف شئون شغلی یا عضویت
ب ـ عدم رعایت قوانین و مقررات مربوط
پ ـ ایجاد نارضایتی در ارباب‌رجوع یا انجام ندادن یا تأخیر در انجام وظایف قانونی بدون دلیل
ت ـ تبعیض یا اعمال غرض یا برقراری روابط خارج از عرف اداری با اشخاص مراجعه‌کننده
ث ـ ترک خدمت در خلال ساعات موظف اداری بدون مجوز
ج ـ  غیبت غیرموجه، تکرار در تأخیر ورود به محل کار یا تکرار در تعجیل خروج از آن بدون کسب مجوز
چ ـ کم‌کاری یا سهل‌انگاری در انجام وظایف محول‌شده
ح ـ عدم رعایت حجاب اسلامی
خ ـ عدم رعایت شئون و شعائر اسلامی
د ـ اخذ هرگونه وجه، مال یا امتیاز من‌غیرحق
ذ ـ تسامح در حفظ اموال و اسناد و ایراد خسارت به اموال بیت‌المال
ر ـ ارائه گواهی یا گزارش خلاف در امور مربوط به شورا
ز ـ تسلیم مدارک به اشخاصی که حق دریافت آن را ندارند یا خودداری از تسلیم مدارک به اشخاصی که حق دریافت آن را دارند.
ژ ـ اعتیاد به مواد مخدر یا روانگردان و استعمال آنها
س ـ غیبت غیرموجه به‌صورت متناوب یا متوالی تا چهار جلسه برای اعضاء و چهار روز برای کارکنان در طول ماه
ش ـ کارشکنی، شایعه پراکنی، وادار ساختن و تحریک دیگران به کارشکنی یا کم‌کاری و یا اعمال فشارهای فردی برای تحصیل مقاصد غیرقانونی
ص ـ عضویت در یکی از فرقه‌های ضالّه که مبانی آن از نظر اسلام مردود شناخته شده است.
ض ـ عضویت در سازمان‌هایی که مرامنامه یا اساسنامه آنها مبتنی بر نفی ادیان الهی است یا طرفداری و فعالیت به نفع آنها
ماده۳۶ـ چنانچه هیأت رسیدگی‌کننده بدوی پس از دعوت از عضو یا کارکنان شورا و شنیدن اظهارات و دفاعیات آنها تخلف آنان را احراز نماید به تناسب عمل ارتکابی در مورد ارتکاب به تخلفات پیش‌بینی‌شده در بندهای (الف) تا (خ) ماده(۳۵) برای بار اول و دوم مرتکب را به یکی از مجازات­های ردیف (الف) تا (پ) این ماده و در مورد تخلفات پیش‌بینی‌شده در بندهای (د) تا (ض) ماده (۳۵) و تکرار تخلفات بندهای (الف) تا (خ) در بار سوم، مرتکب را به یکی از مجازات‌های پیش‌بینی‌شده در بندهای (ت) و یا (ث) این ماده به شرح زیر محکوم می‌کند:
الف ـ اخطار کتبی بدون درج در پرونده
ب ـ توبیخ کتبی با درج در پرونده
پ ـ کسر پاداش تا یک‌سوم  به مدت یک‌ماه تا یک‌سال
ت ـ محرومیت از کار در شورا از یک‌ماه تا یک‌سال
ث ـ محرومیت دائمی از کار در شورا
ماده۳۷ـ آرای صادره از هیأت بدوی در مورد مجازات‌های مقرر در بندهای (الف) تا (پ) ماده (۳۶) قطعی و در مورد بندهای (ت) و (ث) آن ماده ظرف مدت بیست‌روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در هیأت تجدیدنظر رسیدگی‌کننده به تخلفات اعضاء و کارکنان شورا است. این هیأت مرکب از سه عضو اصلی و یک عضو علی‌البدل است که از بین قضات دارای پایه (۹) قضائی یا بالاتر با ابلاغ رئیس قوه قضائیه برای مدت سه‌سال منصوب می‌شوند و انتصاب مجدد آنها بلامانع است.
تبصره ـ هیأت موضوع این ماده در مرکز امور شوراها تشکیل می‌شود، در صورت ضرورت با پیشنهاد رئیس امور شوراها تشکیل آن در مراکز استان‌ها نیز بلامانع است.
ماده۳۸ـ چنانچه اعضای شورا در مقابل دریافت وجه یا سند پرداخت وجه یا مال یا ارائه خدمت به نفع یکی از طرفین اظهارنظر کنند، به مجازات بزه موضوع ماده (۵۸۸) قانون مجازات اسلامی‌(کتاب پنجم ـ تعزیرات  مصوب ۲/۳/۱۳۷۵) محکوم می‌شوند.
ماده۳۹ـ چنانچه قاضی شورا در انجام وظایف قانونی مربوط به شورا، مرتکب تخلف شود، مراتب توسط رئیس حوزه قضائی یا هیأت موضوع ماده (۳۴) این قانون به دادسرای انتظامی قضات اعلام می‏شود تا مطابق مقررات مربوط به تخلفات و جرائم قضات رسیدگی شود.
ماده۴۰ـ چنانچه اعضای شورا در آزمون استخدام قضات، وکالت دادگستری، مشاور حقوقی یا کارشناس رسمی ‌دادگستری پذیرفته شوند و حداقل سه‌سال سابقه همکاری با شورا داشته باشند و حسن سابقه آنان به تأیید رئیس کل دادگستری استان برسد مدت کارآموزی آنان به نصف، تقلیل می‌یابد.
تبصره ـ در صورت شرکت اعضاء و کارکنان شوراهای حل اختلاف موضوع این ماده در آزمون­های استخدام اداری دادگستری از بیست‌درصد(۲۰%) سهمیه استخدام برخوردار و مدت خدمت آنان با تأیید رئیس شورای حل اختلاف استان از شرایط سنی کسر و همچنین این مدت در صورت وجود سابقه قبلی مبنی بر پرداخت حق بیمه مطابق مقررات مربوطه، جزء سنوات خدمت آنان محسوب می‌شود.
ماده۴۱ـ پرونده‏هایی که تا زمان اجرای این قانون منتهی به اتخاذ تصمیم نشده باشد، با رعـایت مقـررات این قانون در شـوراها رسیدگی و نسبت به آنها اتخاذ تصمیم می‌شود.
ماده۴۲ـ در مواردی که شورا به عنوان داور مورد توافق طرفین به دعاوی و اختلافات رسیدگی می‏کند، رعایت مقررات مربوط به داوری مطابق قانون آیین‌دادرسی دادگاههای عمومی‌ و انقلاب در امور مدنی الزامی است.
ماده۴۳ـ جهت تقویت و توسعه شوراها، وزارتخانه‏ها و سازمان‏ها و نهادهای دولتی و عمومی و قضائی، ملزم به همکاری با این نهاد، به‌ویژه تأمین و تخصیص نیروی اداری و قضائی لازم از طریق مأمور به خدمت‌شدن کارکنان دولت در شوراها هستند.
ماده۴۴ـ رئیس قوه قضائیه می‌تواند حسب نیاز، سالانه تعدادی از کارآموزان قضائی را به‌عنوان قاضی شورا تعیین نماید و نقل و انتقال آنان مطابق نقل و انتقال قضات می‌باشد.
ماده۴۵ـ دولت مکلف است هرساله بودجه مورد نیاز شوراها را براساس بودجه پیشنهادی قوه‌قضائیه در قالب ردیف مستقل پیش‏بینی ‏کند. تأمین امکانات اداری و تجهیزات و مکان و امور مالی و پشتیبانی شوراها به‌عهده قوه قضائیه است.
ماده۴۶ـ آیین‏نامه اجرائی این قانون ظرف مدت سه‌ماه از تاریخ تصویب آن، توسط وزیر دادگستری با همکاری مرکز امور شوراها تهیه می‌شود و به تصویب رئیس قوه قضائیه می‏رسد.
قانون فوق مشتمل بر چهل ‌و شش ماده و بیست ‌و هفت تبصره در جلسه مورخ شانزدهم آذرماه یکهزار و سیصد و نود و چهار کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس شورای اسلامی طبق اصل هشتاد و پنجم (۸۵) قانون اساسی تصویب گردید و پس از موافقت مجلس با اجرای آزمایشی آن به مدت سه سال در تاریخ ۹/۱۰/۱۳۹۴ به تأیید شورای نگهبان رسید.
رئیس مجلس شورای اسلامی ـ علی لاریجانی
این قانون در تاریخ 07/11/1394 در روزنامه رسمی کشور منتشر گردیده است. 

موفق باشید. پوراللهیار

نمرات آزمون میانترم درس حقوق مدنی 8 - رشته حقوق - دانشگاه پیام نور آذرشهر - 90-89

به نام الله 

نمرات آزمون میان ترم حقوق مدنی 8 – حقوق – دانشگاه پیام نور آذرشهر 

نام و نام خانوادگی

نمره امتحان

نمره کلاسی

توضیحات

نمره نهایی

آ الماسیان

5

25/1

 

6

آ بیگ زاده

5/4

25/2

 

6

آ رحیمی

5

75/2

 

6

آ صابری

4

1

 

5

آ علیزاده

6

75/1

احسنت

6

آ قلیزاده

5

0

 

5

آ قهرمانیان

5

75/0

 

75/5

آ کلینی

4

1

 

5

آ محرمی

5/5

2

 

6

آ مسلمی

5/4

25/0

 

75/4

آ یوسفعلی بالا

3

0

 

3

خ آذری

5/4

5/1

 

6

خ انوری زاد

5/5

25/1

 

6

خ اصغر زاده

5/5

5/1

 

6

خ اعیانی

5

1

 

6

خ امیری

5

25/2

 

6

خ ایمانزاده

4

25/1

 

25/5

خ جعفر زاده

5/5

75/1

 

6

خ رزاقی

4

25/0

 

25/4

خ محرم زاده

5

25/2

 

6

خ مرزی

5/4

25/1

 

75/5

خ ولی زاده

4

0

 

4

 

دانشجویان محترم ! در صورت داشتن هرگونه اعتراضی می توانید ظرف 4 روز از طریق بخش نظرات، اعلام نمایید. 

موفق باشید. – پوراللهیار

یا حق

 

نمرات آزمون میانترم درس اصول فقه 2 - رشته حقوق - دانشگاه پیام نور آذرشهر - 90-89

به نام الله 

نمرات آزمون میان ترم اصول فقه 2 – حقوق – دانشگاه پیام نور آذرشهر 

نام و نام خانوادگی

نمره امتحان

نمره کلاسی

توضیحات

نمره نهایی

آ بیک محمدی

4

1

 

5

آ بیگ زاده

5/4

75/0

 

25/5

آ ترکمانی

6

5/1

احسنت

6

آ رنجبری

5/4

5/0

 

5

آ زارع

5

25/1

 

6

آ عباسی

4

25/0

 

25/4

آ عبدی

5/5

25/0

 

75/5

آ غلامی

5/4

1

 

5/5

آ قادری

5/4

25/0

؟ +5/0

25/5

آ گل چیده

4

5/1

 

5/5

آ همپاییان

5

75/0

 

75/5

خ اسمعیل پور

3

25/0

 

25/3

خ انوری زاد

5/4

1

 

5/5

خ بی جان

5/4

0

 

5/4

خ تقی زاده

4

1

 

5

خ جلالی

5/4

1

 

5/5

خ داعی

5/5

1

 

6

خ درم بار

5/3

1

 

5/4

خ رسولی

3

1

 

4

خ صادق نژاد

5/2

75/1

 

25/4

خ صمدی فر

5

5/0

 

5/5

خ صنعتی

5/2

1

 

5/3

خ طالبی

4

1

 

5

خ عباسپور

5

1

 

6

خ کریم بابا نژاد

5/5

1

 

6

خ لطیفی

5/2

1

 

5/3

خ ساکن

3

0

 

3

دانشجویان محترم ! در صورت داشتن هرگونه اعتراضی می توانید ظرف 4 روز از طریق بخش نظرات، اعلام نمایید. 

موفق باشید. – پوراللهیار 

یا حق

 

نمرات آزمون میانترم درس حقوق ثبت - رشته فقه و حقوق - دانشگاه پیام نور آذرشهر - 90-89

به نام الله

 

نمرات آزمون میان ترم حقوق ثبت – فقه و حقوق – دانشگاه پیام نور آذرشهر

 

نام و نام خانوادگی

نمره امتحان

نمره کلاسی

توضیحات

نمره نهایی

آ خویی

4

0

 

4

آ صالحی

5

25/2

 

6

آ معرفت بشیر

6

75/1

احسنت

6

خ آزاد زینجناب

5

0

 

5

خ برزگر

5/4

25/0

 

75/4

خ پالیزوان زند

5/4

0

 

5/4

خ پناهی

4

0

 

4

خ حاجی پور

5/4

25/0

 

75/4

خ رضایی

4

25/0

 

25/4

خ شاهمرادیه

5/5

25/1

 

6

خ صادقی

5/4

75/1

 

6

خ کاظمی

5/5

75/0

 

6

خ محمدعلیزاده

5

25/1

 

6

خ میکائیلی

5

25/1

 

6

خ نایبی

4

25/0

 

25/4

خ نجفعلی زاد

5

25/1

 

6

 

دانشجویان محترم ! در صورت داشتن هرگونه اعتراضی می توانید ظرف 4 روز از طریق بخش نظرات، اعلام نمایید.

 

موفق باشید. – پوراللهیار

 

یا حق

منابع ارشد حقوق

به نام الله

منابع آزمون های ارشد حقوق

 

مــتــون  حــقــوقــي
رديف
عنوان كتاب
مؤلف/ مترجم
ناشر
ويژه‌ي آمادگي آزمون
1 Law Texts گودرز افتخار جهرمي گنج دانش كارشناسي ارشد قضاوت
2 نکات مهم Law Texts محمود رمضاني عدالت
3 GCSE Law حسين رحيمي خجسته مجد
4 مجموعه آزمون‌هاي متون حقوقي محمود رمضاني بهنامي
5 ترجمه تحت اللفظي Law Texts محمود رمضاني بهنامي
مــتـــــون  فــقــــــه
رديف
عنوان كتاب
مؤلف/ مترجم
ناشر
ويژه‌ي آمادگي آزمون
1 متن تحريرالروضه به همراه ترجمه (فقه استدلالي سيد مهدي دادمرزي) سيد مهدي دادمرزي سمت كارشناسي ارشدقضاوت
2 لمعة دمشقية دكتر علي شيرواني دارالفكر
3 شرح لمعه دكتر علي شيرواني دارالفكر
4 مباحث حقوقي شرح لمعه دكتر اسدالله لطفي مجد
حـــقـــوق مــدنــــي
رديف
عنوان كتاب
مؤلف/ مترجم
ناشر
ويژه‌ي آمادگي آزمون
1 قانون مدني در نظم حقوق كنوني دكتر ناصر كاتوزيان ميزان كارشناسي ارشدقضاوت ، سردفتري ، وكالت و  مشاوران حقوقي
2 وقايع حقوقي دكتر ناصر كاتوزيان به نشر
3 اعمال حقوقي دكتر ناصر كاتوزيان به نشر
4 درس‌هايي از عقود معين 1 و 2 دكتر ناصر كاتوزيان گنج دانش
5 جزوات حقوق مدني 3 و 4 دكتر دروديان دانشگاه تهران
حــقــوق تـجــارت
رديف
عنوان كتاب
مؤلف/ مترجم
ناشر
ويژه‌ي آمادگي آزمون
1 حقوق تجارت ( 5 جلد ) دكتر ربيعا اسكيني سمت كارشناسي ارشدقضاوت ، سردفتري ، وكالت و  مشاوران حقوقي
2 قانون تجارت در نظم حقوق كنوني محمد دميرچيلي ميثاق عدالت
3 قانون تجارت1311 ـ لايحه اصلاحي قسمتي از قانون تجارت 1347 ـ قانون اداري تصفيه امور ورشكستگي  قانون صدور چك. جهانگير منصور آگاه
4 حقوق اسناد تجاري/ دكتر كوروش كاوياني دكتر كوروش كاوياني ميزان
5 حقوق شركت‌هاي تجاري/ دكتر كوروش كاوياني دكتر كوروش كاوياني ميزان
آئــيــن دادرسـي مــدني
رديف
عنوان كتاب
مؤلف/ مترجم
ناشر
ويژه‌ي آمادگي آزمون
1 كتاب آئين دادرسي مدني (سه جلدي) دكتر عبدا ... شمس دراك كارشناسي ارشدقضاوت ، سردفتري ، وكالت و ،مشاوران حقوقي
2 متن قانون اجراي احكام مدني. جهانگير منصور آگاه
3 متن قانون آئين دادرسي مدني و مواد مربوط به دادرسي مدني از قانون اصلاح قانون تشكيل دادگاه‌‌هاي عمومي و انقلاب مصوب 28/7/81. جهانگير منصور آگاه
حقوق جزاي عمومي
رديف
عنوان كتاب
مؤلف/ مترجم
ناشر
ويژه‌ي آمادگي آزمون
1 حقوق جزاي عمومي (دو جلدي) دكتر محمد علي اردبيلي ميزان كارشناسي ارشدقضاوت ، سردفتري ، وكالت و مشاوران حقوقي
2 بايسته‌هاي حقوق جزاي عمومي دكتر رضا نوربها ميزان
حقوق جزاي اختصاصي
رديف
عنوان كتاب
مؤلف/ مترجم
ناشر
ويژه‌ي آمادگي آزمون
1 حقوق جزاي اختصاصي 1(جرايم عليه اشخاص) دكتر حسين آقايي نيا ميزان كارشناسي ارشدقضاوت ، سردفتري ، وكالت و مشاوران حقوقي
2 حقوق جزاي اختصاصي 1(جرايم عليه اشخاص) دكتر حسين مير محمد صادقي ميزان
3 حقوق جزاي اختصاصي 1(جرايم عليه اشخاص) دكتر امير خان سپهوند مجد
4 حقوق جزاي اختصاصي 2 (جرايم عليه اموال و مالكيت) دكتر حسين مير محمد صادقي ميزان
5 حقوق جزاي اختصاصي 2 (جرايم عليه اموال و مالكيت) دكتر جعفر حبيب زاده سمت
6 حقوق جزاي اختصاصي 2 (جرايم عليه امنيت و آسايش عمومي) دكتر حسين مير محمد صادقي ميزان
آئين دادرسي كيفري
رديف
عنوان كتاب
مؤلف/ مترجم
ناشر
رديف
1 قانون آئين دادرسي دادگاه‌‌هاي عمومي و انقلاب در امور كيفري ، مصوب 1378. جهانگير منصور آگاه كارشناسي ارشدقضاوت ، سردفتري ، وكالت و مشاوران حقوقي
2 قانون اصلاح قانون تشكيل دادگاه‌‌هاي عمومي و انقلاب مصوب 1381. جهانگير منصور آگاه
3 آيين دادرسي كيفري (جلد 6 و 5 ) دكتر محمود آخوندي سمت
4 آيين دادرسي كيفري (دو جلدي)/ دكتر محمد آشوري ارشاد اسلامي
5 آيين دادرسي كيفري (يك جلدي) دكتر خالقي شهر دانش
حقوق بين‌الملل خصوصي
رديف
عنوان كتاب
مؤلف/ مترجم
ناشر
رديف
1 حقوق بين‌الملل خصوصي دكتر محمد نصيري آگاه كارشناسي ارشد 
2 بايسته‌هاي  حقوق بين الملل خصوصي دكتر محمود سلجوقي ميزان
3 حقوق بين‌المللي خصوصي (تعارض قوانين) دكتر نجادعلي الماسي ميزان
4 مجموعه نكات مهم و كليدي و نموداري حقوق بين‌الملل خصوصي محمود رمضاني بهنامي
5 قانون مدني (بخش اشخاص ، تابعيت اقامتگاه) جهانگير منصور آگاه
حقوق تعهدات
رديف
عنوان كتاب
مؤلف/ مترجم
ناشر
رديف
1 قانون مدني در نظم حقوق كنوني دكتر ناصر كاتوزيان ميزان كارشناسي ارشد 
2 اعمال حقوقي دكتر ناصر كاتوزيان به نشر
3 وقايع حقوقي دكتر ناصر كاتوزيان به نشر
4 قانون مسئوليت مدني جهانگير منصور آگاه
5 جزوه‌ي حقوق مدني 3 و 4 دكتر دروديان دانشگاه تهران
متون فقه (تحريرالوسيله)
رديف
عنوان كتاب
مؤلف/ مترجم
ناشر
رديف
1 تحرير الوسيله (چهار جلدي) حضرت امام خميني (ره) دفتر انتشارات اسلامي وابسته به جامع مدرسين علميه قم مشاوران حقوقي
حــــقـــوق بــيــن‌الــمــلــل عــمـومي
رديف عنوان كتاب مؤلف/ مترجم ناشر رديف
1 حقوق بين‌الملل عمومي دكتر محمدرضا ضيايي بيگدلي گنج دانش كارشناسي ارشد 
2 بايسته‌هاي حقوق بين‌الملل عمومي‌ دكتر رضا موسي زاده ميزان
3 حقوق سازمان‌‌هاي بين‌المللي دكتر رضا موسي زاده ميزان
4 جزوة حقوق بين‌الملل عمومي (2 و 1) دكتر ابراهيم بيگ‌زاده دانشگاه شهيد‌بهشتي
5 اساسنامه سازمان ملل متحد ـ اعلاميه جهاني حقوق بشر ـ اساسنامه ديوان بين المللي دادگستري    
6 عهدنامه وين 1963   آثار انديشه
7 منابع مربوط به سازمان‌هاي بين‌الملي نيز مطالعه شود.    
حــــقــــــوق اســـاسي
رديف
عنوان كتاب
مؤلف/ مترجم
ناشر
رديف
1 حقوق اساسي (دوجلدي) دكتر سيد محمد‌هاشمي‌ ميزان كارشناسي ارشد 
2 قانون اساسي جهانگير منصور آگاه
3 بايسته‌هاي حقوق اساسي دكتر ابوالفضل قاضي ميزان
4 كتاب آبي  حقوق اساسي هوشياران ـ صمدي كانون فرهنگي آموزش
5 مجموعه آزمون‌هاي حقوق اساسي به همراه درسنامه جامع و نكات مهم محمود رمضاني عدالت
حــــــقــــــوق اداري
رديف
عنوان كتاب
مؤلف/ مترجم
ناشر
رديف
1 حقوق اداري دكتر عبدالحميد ابوالحمد توس كارشناسي ارشد 
2 حقوق اداري دكتر منوچهر مؤتمني سمت
3 حقوق اداري دكتر رضا موسي‌زاده ميزان
4 جزوة حقوق اداري ( 2 و 1 ) دكتر امير ارجمند دانشگاه شهيد‌بهشتي
5 قانون استخدام كشور ـ قانون ديوان عدالت اداري مصوب 1385 ـ قانون تقسيمات كشوري قانون محاسبات عمومي جهانگير منصور آگاه
ســـازمـــان‌هـــاي بــيــن‌الــمـــلي
رديف
عنوان كتاب
مؤلف/ مترجم
ناشر
رديف
1 حقوق سازمان‌هاي بين‌المللي دكتر رضا موسي‌زاده ميزان كارشناسي ارشد
2 حقوق سازمان‌هاي بين‌المللي دكتر آقايي عدالت
منابع جزا و آيين دادرسي كيفري ويژه حقوق بشر
رديف
عنوان كتاب
مؤلف/ مترجم
ناشر
رديف
1 حقوق جزاي عمومي (دو جلدي) دكتر محمد علي اردبيلي   ميزان كارشناسي ارشد
2 حقوق جزاي اختصاصي دكتر حسين مير محمد صادقي ميزان
3 كتاب آبي حقوق جزاي عمومي   كانون فرهنگي آموزش
4 قانون مجازات اسلامي در نظم حقوق كنوني رضا شكري مهاجر
5 متن قانون آئين دادرسي كيفري  جهانگير منصور آگاه
حـقــــوق ثــــبـــت
رديف
عنوان كتاب
مؤلف/ مترجم
ناشر
رديف
1 حقوق ثبت املاك (1 و 2) دكتر محمود تفكريان نگاه بينه سردفتري و مشاوران حقوقي 
2 حقوق ثبت (شناخت دفاتر رسمي) دكتر محمود تفكريان نگاه بينه
3 حقوق ثبت اسناد و املاك دكتر غلام‌رضا شهري جهاد دانشگاهي
امور حـــسبـــي
رديف
عنوان كتاب
مؤلف/ مترجم
ناشر
رديف
1 قانون امور حسبي جهانگير منصور آگاه مشاوران حقوقي
2 قانون امور حسبي در رويه قضايي سيد احمد باختر جنگل
اصــــول فـــقــــــه
رديف
عنوان كتاب
مؤلف/ مترجم
ناشر
رديف
1 مباني استباط حقوق اسلامي ابوالحسن محمدي دانشگاه تهران كارشناسي ارشد و وكالت 
2 اصول فقه (1 و 2) علامه محمد‌رضا مظفر دارالعلم
3 جزوه درسي اصول فقه دكتر شعبان حق‌پرست دانشگاه علامه طباطبائي

متن قوانين براي استفاده در گوشيهاي همراه

به نام الله

با عرض سلام حضور خوانندگان محترم و دانشجویان حقوق و حقوقدانان عزیز

امروز یک کار جدید برایتان دارم

 

کتابهای قانون برای گوشی های موبایل

 

قانون آيين دادرسي كيفري

قانون آيين دادرسي مدني

قانون احياي دادسراها

قانون اجراي احكام مدني

قانون اساسي

قانون كار

قانون مدني

قانون مجازات اسلامي

قانون تجارت

 

مشكلي را كه در دانلود برنامه ها وجود داشت از امروز برطرف كردم ۲۱/۳/۱۳۸۷

 

این کتابها با برنامه جاوا با پسوند  جار  حمایت می شوند که در اکثر گوشیها موجود است

کتابها را دانلود کرده و در قسمتی از موبایل خود - ترجیحا در قسمت موارد دیگر یا  other - قرار دهید و سپس نصب کرده و استفاده نمایید

امیدوارم خوشتان بیاید و از آنها حداکثر استفاده مفید را داشته باشید 

التماس دعا   پوراللهیار

آیین دادرسی مدنی - تست سوم

آيين دادرسي مدني مواد 31 تا 61

 

78ـ كداميك از گزينه هاي زير نادرست است؟

الف)درخواست جلب ثالث بايد با تقديم دادخواست به عمل آيد.

ب)درخواست تامين خواسته، علي الاصول مي تواند كتبي نباشد.

ج)درخواست دستور موقت، علي الاصول مي تواند كتبي نباشد.

د)درخواست اعادة دادرسي علي الاصول مي تواند كتبي نباشد.

 

79ـ اگر دادخواست بر روي برگ چاپي مخصوص تنظيم نشده باشد تكليف مدير دفتر دادگاه چيست؟ و اگر دادخواست به زبان فارسي تنظيم نشده باشد چطور؟

الف)رد دادخواست ـ رد دادخواست

ب)عدم ثبت دادخواست ـ عدم ثبت دادخواست

ج)عدم ثبت دادخواست ـ رد دادخواست

د)رد دادخواست ـ عدم ثبت دادخواست

 

80ـ در صورتي كه خواهان دادخواست را امضا نكرده باشد، تكليف مدير دفتر چيست؟

الف)صدور اخطار رفع نقص

ب)عدم ثبت دادخواست

ج)صدور قرار رد دادخواست

د)صدور قرار توقيف دادخواست

 

81ـ هرگاه در دادخواست محل اقامت خواهان به عنوان شخص حقيقي معلوم نباشد مدير دفتر چه تصميمي اتخاذ مي كند و آيا خواهان مي تواند به تصميم مدير دفتر اعتراض كند؟

الف)ظرف دو روز قرار توقيف دادخواست را صادر مي كند. ـ خير

ب)قرار رد دادخواست صادر كرده و رونوشت قرار را به مدت ده روز به ديوار در دفتر دادگاه الصاق مي كند. ـ بله ظرف مهلت ده روز

ج)قرار توقيف دادخواست را صادر كرده و رونوشت قرار را به مدت يك هفته به ديوار در دفتر دادگاه الصاق مي كند. ـ بله ظرف يك هفته

د)ظرف دو روز قرار رد دادخواست صادر كرده و رونوشت قرار را به مدت يك هفته به ديوار در دفتر دادگاه الصاق مي كند. ـ بله ظرف يك هفته

 

82ـ در كداميك از موارد زير، مدير دفتر دادگاه قرار توقيف دادخواست را صادر مي كند؟

الف)در صورت عدم تعيين اقامتگاه خواهان در دادخواست

ب)در صورت عدم تعيين اقامتگاه خوانده در دادخواست

ج)در صورت عدم تعيين خواسته در دادخواست

د)هركدام از موارد ب و ج

 

83ـ رضا دعوايي به طرفيت بيست و سه نفر اقامه مي كند كه همگي اهالي روستايي واقع در ملكان هستند؛ وي در قسمت تعيين مشخصات خوانده چه بايد بنويسد؟

الف)اهالي روستاي ........ و نام دهدار روستا.

ب)اهالي روستاي ........... ونام يك يا چند تن از خواندگان

ج)مشخصات تمامي خواندگان

د)مشخصات چند تن از خواندگان و عنواني مثل «ديگران» يا«بقيه»

 

84ـ محمد به نمايندگي از محسن قراردادي با حسين منعقد مي كند؛ پس از چندي حسين به دليل عدم انجام تعهد متضرر مي گردد و دعواي خسارت ناشي از عدم انجام تعهد به طرفيت محسن اقامه مي كند؛ بفرماييد طرح دعوا به طرفيت محسن صحيح است؟ تكليف دادگاه در اين مورد چيست؟

الف)خير، زيرا دعوا بايد به طرفيت محسن اقامه مي شد. ـ صدور قرار رد دعوا

ب)خير، زيرا دعوا بايد به طرفيت محسن اقامه مي شد. ـ صدور قرار رد دادخواست

ج)بله، چون طرح دعوا بايد به طرفيت اصيل باشد. ـ رسيدگي و اتخاذ تصميم

د)بله، چون معامله به طرفيت محمد منعقد شده است. ـ صدور قرار رفع نقص

 

85ـ اگر خواندگان دعوا شش نفر بوده و خواهان دادخواست را به طرفيت پنج تن از آنها تنظيم كرده باشد ................ .

الف)مدير دفتر قرار رفع نقص صادر خواهد كرد.

ب)مدير دفتر قرار رد دادخواست را صادر خواهد كرد.

ج)دادگاه قرار عدم استماع دعوا را صادر خواهد كرد.

د)دادگاه قرار رد دعوا را صادر خواهد كرد.

 

86ـ در يك دادخواست، خواسته عبارت است از درخواست مقدار پنج ميليون ريال به موجب سند عادي؛ كدام گزينه در اين مورد صحيح است؟

الف)تعيين بهاي خواسته لازم نيست.

ب)خوانده نمي تواند نسبت به بهاي خواسته اعتراض كند.

ج)اعتراض خوانده به ميزان وجه تعيين شده، دفاع به معني اخص محسوب مي شود.

د)تمام موارد صحيحند.

 

87ـ در كداميك از موارد زير تكليف تعيين بهاي خواسته وجود ندارد؟

الف)در دعاوي تخليه يد از عين مستاجره يا مرهونه

ب)در دعاوي غير مالي يا دعاوي كه در حكم غير مالي هستند.

ج)در دعاوي كه قيمت خواسته در موقع تقديم دادخواست، مشخص نباشد.

د)تمام موارد فوق

 

88ـ چنانچه به موجب يك دادخواست دعاوي متعددي اقامه شده باشد از نظر تعيين هزينة‌دادرسي و قابليت شكايت از راي، چگونه عمل مي شود؟

الف)از نظر هزينة دادرسي جداگانه احتساب مي شود و قابليت شكايت از راي، نسبت به هر يك از دعاوي بصورت مجزا تعيين مي گردد.

ب)از نظر هزينة دادرسي جداگانه احتساب مي شود ولي قابليت شكايت از راي، بصورت يكجا تعيين مي گردد.

ج)از نظر هزينة دادرسي بطور يكجا احتساب مي شود ولي قابليت شكايت از راي، نسبت به هر يك از دعاوي بصورت مجزا تعيين مي گردد.

د)از نظر هزينة دادرسي بطور يكجا احتساب مي شود و قابليت شكايت از راي،بصورت يكجا تعيين مي شود.

 

89ـ بهاي خواسته از حيث هزينة دادرسي و امكان شكايت از راي در دعاوي راجع به حقوق و منافعي كه بايد به مواعد معين تا مدت معين پرداخت گردد چگونه تعيين مي شود؟

الف)حاصل جمع منافع ده ساله

ب)حاصل جمع تمام اقساط و منافع

ج)حاصل جمع منافع ممكن الحصول تا مدت ده سال

د)موارد الف و ج صحيحند.

 

90ـ كدام گزينه نادرست است؟

الف)در دعاوي راجع به غير پول، بهاي خواسته مبلغي است كه خواهان در دادخواست معين مي كند.

ب)اعتراض به بهاي خواسته از سوي خوانده بايد تا اولين جلسة دادرسي مطرح شود.

ج)اعتراض خوانده نسبت به بهاي خواسته در صورتي مورد قبول واقع مي شود كه در قابليت تجديدنظر از راي مؤثر باشد.

د)هيچكدام

 

91ـ در صورت اعتراض خوانده به بهاي خواسته و ارجاع امر به كارشناس از سوي دادگاه چه كسي بايد هزينة كارشناسي را پرداخت كند و اگر پرداخت نكند چطور عمل مي شود؟

الف)خواهان ـ قرار رد دادخواست صادر مي شود.

ب)خوانده ـ كارشناسي از عداد دلايل او خارج مي گردد.

ج)خواهان ـ قرار رد دعوا صادر مي شود.

د)خوانده ـ هزينه را موقتا خواهان مي پردازد.

 

92ـ سبب دعواي خواهان در كدام قسمت از دادخواست درج مي شود و در صورت عدم قيد سبب دعواي خواهان در دادخواست چه تكليفي متوجه مدير دفتر دادگاه است؟

الف)در قسمت تعيين خواسته ـ صدور اخطار رفع نقص

ب)در قسمت تعيين خواسته ـ صدور قرار رد دادخواست

ج)در قسمت شرح دادخواست ـ صدور اخطار رفع نقص

د)در قسمت شرح دادخواست ـ چون درج سبب دعوا الزامي نيست مدير دفتر دادخواست را كامل تلقي محسوب مي كند.

 

93ـ آيا استناد به ماده قانوني در دادخواست الزامي است؟ و اگر دادگاه، خواهان را بر اساس نصي غير از آنچه كه خواهان به آن استناد كرده ذي حق بداند تكليفش چيست؟

الف)بله ـ اقدام به صدور راي به نفع خواهان با استناد خود مي كند.

ب)بله ـ نبايد به غير از موارد استنادي خواهان، حكم به نفع او صادر كند.

ج)خير ـ اقدام به صدور راي به نفع خواهان با استناد خود مي كند.

د)خير ـ نبايد به غير از موارد استنادي خواهان، حكم به نفع او صادر كند.

 

94ـ اگر خواهان علاوه بر خواستة اصلي، خسارات دادرسي و حق الوكالة وكيل و خسارت تاخير در انجام تعهد را نيز مطالبه كند بفرماييد موارد مذكور در كدام قسمت از دادخواست درج مي گردند و آيا به ميزان خواسته افزوده شده و با آن محاسبه مي شوند؟

الف)در قسمت تعيين خواسته ـ بله

ب)در قسمت تعيين خواسته ـ خير

ج)در قسمت شرح دادخواست ـ بله

د)در قسمت شرح دادخواست ـ خير

 

95ـ در كداميك از موارد زير مدير دفتر اقدام به اخطار رفع نقص مي نمايد؟

الف)اگر خواهان به گواهي گواهان استناد كرده باشد ولي مشخصات آنها را قيد نكرده باشد.

ب)چنانچه هزينة دادرسي حسب مورد پرداخت نشده باشد.

ج)اگر خواهان حق الوكالة وكيل و هزينه هاي دادرسي خود را در دادخواست مطالبه نكرده باشد.

د)موارد الف و ب صحيحند.

 

96ـ كداميك از گزينه هاي زير دربردارندة اشخاصي است كه از پرداخت هزينة دادرسي معافند؟

الف)بنياد شهيد، بنياد مستضعفان

ب)شهرداري، سازمان اوقاف، آستان قدس رضوي

ج) كميتة امداد امام خميني(ره)، هلال احمر

د)تمام موارد

 

97ـ كدام گزينه نادرست است؟

الف)مدعي اعسار از پرداخت هزينة دادرسي ادعاي اعسار معاف است؛ حتي اگر ادعاي او غير وارد تشخيص گردد.

ب)اگر اعسار خواهان ثابت شد در مواردي كه در پي درخواست تامين خواسته، مكلف به پرداخت خسارات احتمالي مي باشد از سپردن تامين معاف است.

ج)در مواردي كه ابلاغ از طريق آگهي در روزنامه صورت مي گيرد كسي كه اعسارش ثابت شده از پرداخت هزينة آگهي نيز معاف است.

د)مدعي اعسار از پرداخت محكوم به، از پرداخت هزينة دادرسي معاف است؛ حتي اگر ادعاي او غير وارد تشخيص گردد.

 

98ـ اگر دادخواست، عليرغم فقدان شرايط قانوني و يا عدم رفع نقص، مورد رسيدگي قرار گرفته و منتهي به صدور راي قاطع شده باشد، آيا دادگاه تجديدنظر مي تواند راي را به اين علت نقض كند؟

الف)خير، دادگاه تجديدنظر اخطار رفع نقص صادر مي كند و اگر در مهلت مقرر رفع نقص نشود راي بدوي نقض مي گردد.

ب)خير، دادگاه تجديدنظر در اين مرحله صرفا به راي صادره توجه مي كند.

ج)بله، چون دادرسي بدوي بر اساس دادخواست غير قانوني يا ناقص انجام شده است.

د)بله، اگر راي بدوي قابل تجديدنظر باشد.

 

99ـ كدام گزينه نادرست است؟

الف)در تمام مواردي كه وكالت به موجب سند عادي يا رسمي تفويض گرديده، موكل مي تواند امضا يا مهر خود را انكار نمايد.

ب)شهرداريها و بانكها مي توانند از كارمندان رسمي خود به عنوان نمايندة حقوقي در دعاوي استفاده كنند.

ج)وكالت ممكن است در جلسة دادرسي داده شود.

د)وكلاي اصحاب دعواي مدني كه اشخاص حقيقي هستند بايد از بين وكلاي دادگستري انتخاب شوند.

 

100ـ كداميك از موارد زير قابل توكيل نمي باشند؟

الف)اقرار، قبول سوگند

ب)لعان، رد سوگند

ج)قبول يا رد سوگند، شهادت

د)اقرار، شهادت

 

101ـ براي وكالت نسبت به كداميك از موارد زير، تصريح در وكالتنامه ضرورت دارد؟

الف)اخذ محكوم به به نام موكل

ب)درخواست صدور برگ اجرايي

ج) ارجاع دعوا به داوري

د)تمام موارد فوق

 

102ـ كداميك از موارد زير موجب تاخير دادرسي است؟

الف)فوت وكيل

ب)ممنوع شدن وكيل از وكالت

ج)استعفاي وكيل به شرط اينكه دادگاه نياز به اخذ توضيح از او داشته باشد.

د)هر سه مورد

آیین دادرسی مدنی - تست چهارم

حقوق تجارت تست - دوم

حقوق تجارت مواد 1 الي 50 لايحة1347

 

25ـ حداقل سرمايه براي تشكيل شركت سهامي خاص و شركت سهامي عام به ترتيب چقدر است؟

الف)سه ميليون ريال ـ پنج ميليون ريال

ب)يك ميليون ريال ـ پنج ميليون ريال

ج)ده ميليون ريال ـ پنجاه ميليون ريال

د)سي ميليون ريال ـ پنجاه ميليون ريال

 

26ـ مركز اصلي شركت سهامي، چگونه مي تواند تغيير يابد؟ و آيا موجب تغيير تابعيت شركت سهامي نيز مي گردد؟

الف) با تصويب در مجمع عمومي فوق العاده در قالب تغيير مواد اساسنامه ـ خير

ب)با تصويب در مجمع عمومي فوق العاده در قالب تغيير مواد اساسنامه ـ بله

ج)با اقدام هيأت مديره و تصويب در مجمع عمومي عادي ـ خير

د)با اقدام هيأت مديره و تصويب در مجمع عمومي عادي ـ بله

 

27ـ كداميك از گزينه هاي زير نادرست است؟

الف)در شركتهاي سهامي عام مبلغ اسمي هر سهم نبايد از 10هزار ريال كمتر باشد.

ب)حداقل 35درصد از مبلغي كه مؤسسان و پذيره نويسان تعهد كرده اند بايد وجه نقد باشد.

ج)امضاي ورقة تعهد توسط پذيره نويس، مستلزم قبول اساسنامة شركت است.

د)اجازة انتشار اعلامية پذيره نويسي در صلاحيت مرجع ثبت شركتها است.

 

28ـ شركت سهامي عام چه زماني تشكيل مي شود؟

الف)زمان توافق اولية مؤسسان

ب)زمان تشكيل مجمع عمومي مؤسس و انجام دستورالعملهاي مجمع

ج)زمان ثبت شركت در دفتر ثبت شركتها

د)زمان ثبت شركت در دفتر ثبت تجارتي

 

29ـ اگر مؤسسين شركت سهامي عام سه نفر باشند حداقل پذيره نويسان بايد چه تعداد  باشد؟

الف)دو              ب)سه               ج)پنج               د)ده

 

30ـ كدام گزينه نادرست است؟

الف)پذيره نويسي عمل تجاري تلقي نمي شود

ب)اشخاص بيگانه حق پذيره نويسي در ايران ندارند.

ج)پذيره نويسان حق شركت در مجمع عمومي مؤسس را ندارند.

د)پذيره نويسان در زمان تشكيل شركت نمي توانند آوردة غير نقدي به شركت بياورند.

 

31ـ نظر قانون تجارت ايران در مورد پذيره نويسي بيش از حد تعيين شده در اساسنامه براي سرماية شركت سهامي، در حاليكه تكليف آن در اساسنامه پيش بيني نشده باشد چيست؟

الف)پذيره نويسي هاي پس از تكميل سرماية شركت، كان لم يكن تلقي مي گردد.

ب)سهم هر يك از پذيره نويسان به نسبت متعادل، تا رسيدن به سرماية شركت تقليل مي يابد.

ج)مؤسسين شركت راجع به افزايش سرمايه اقدام مي كنند.

د)مجمع عمومي فوق العاده تشكيل و راجع به آن تصميمگيري مي كند.

 

32ـ در صورتي كه سرماية تعهد شده توسط مؤسسان و پذيره نويسان، كمتر از ميزان تعيين شده در اساسنامه براي سرماية شركت باشد ........................ .

الف)مؤسسان مي توانند تصميم به تقليل سرماية شركت بگيرند.

ب)مطلقا شركت تشكيل نخواهد شد؛ چون سرمايه محقق نشده است.

ج)با رضايت مؤسسان و پذيره نويسان مي توان، سرماية شركت را تقليل داد.

د)پذيره نويسي باطل خواهد شد.

 

33ـ محمد يك اتومبيل را به عنوان آوردة غير نقدي به شركت سهامي عام آورده است و با جلب نظر كارشناس از بابت آن دو هزار سهم به او تعلق گرقته است وي هزار سهم ديگر را نيز بصورت آوردة نقدي در شركت دارد؛ بفرماييد در موقع راي گيري نسبت به آوردة‌ غير نقدي او(اتومبيل) چگونه عمل مي شود.

الف)محمد مطلقا حق راي ندارد حتي به ميزان هزار سهم نقدي خود.

ب)محمد منحصرا نسبت به ميزان هزار سهم نقدي خود حق راي دارد.

ج)ديگر كساني كه آوردة غير نقدي دارند، حق راي ندارند.

د)موارد ب و ج صحيحند.

 

34ـ شرط صدور ورقة سهم بي نام چيست؟ و آيا نقل و انتقال سهام در شركت سهامي عام، مي تواند مشروط به موافقت مديران شود؟

الف)پرداخت تمام مبلغ اسمي سهم ـ بله

ب)پرداخت تمام مبلغ اسمي سهم ـ خير

ج)پرداخت 35 درصد از مبلغ اسمي سهم ـ بله

د)پرداخت 35 درصد از مبلغ اسمي سهم ـ خير

 

35ـ براي تبديل سهام بي نام به سهام با نام، مراتب بايد در روزنامة كثيرالانتشاري كه آگهيهاي مربوط به شركت در آن نشر مي گردد در ........... نوبت، هر يك به فاصلة .................. منتشر  و مهلتي كه كمتر از ................. از تاريخ اولين آگهي نباشد به صاحبان سهام داده شود تا براي تبديل سهام خود به مركز شركت مراجعه كنند.

الف)سه ـ يك ماه ـ شش ماه

ب)دو ـ ده روز ـ چهار ماه

ج)چهار ـ يك هفته ـ چهار ماه

د)سه ـ پنج روز ـ شش ماه

 

36ـ شركتي با بيسن ميليون تومان سرمايه تشكيل و سرماية آن به 200هزار سهم تقسيم شده است. پس از سه سال دارايي شركت از 20ميليون تومان به 40ميليون تومان افزايش يافته است؛ بفرماييد مبلغ اسمي هر سهم و ارزش واقعي آن به ترتيب چقدر است؟

الف)200تومان ـ 200تومان

ب)100تومان ـ 200تومان

ج)2000تومان ـ 2000تومان

د)1000تومان ـ 2000تومان

حقوق مدنی - تست پنجم

حقوق مدني مواد 55 تا 108

 

123ـ منظور از تسبيل منفعت در وقف چيست؟

الف)صرف منفعت در راه خدا

ب)آزاد كردن انتفاع ملك

ج)سلب منفعت به همراه سلب مالكيت

د)هر سه مورد

 

124ـ وقف كردن كداميك از اموال زير صحيح نيست؟

الف)مالي كه در رهن ديگري است.

ب)ملكي كه در اجارة ديگري است.

ج)مال مشاع

د)تمام موارد

 

125ـ در چه صورتي براي تحقق وقف، قبول شرط نيست؟

الف)در صورتي كه وقف براي مصالح عامه باشد.

ب)در صورتي كه موقوف عليهم متعدد باشند.

ج)در صورت وقف بر صغير يا سفيه

د)در هر سه مورد، قبول شرط است.

 

126ـ راجع به اثر قبض در وقف بايد گفت ............... .

الف)در وقف بر مصالح عامه،‌ قبض شرط نيست.

ب)مرگ واقف، پيش از قبض دادن وقف، سبب بطلان آن مي شود.

ج)وقف مالي كه قابل اقباض نيست باطل است.

د)موارد ب و ج صحيحند.

 

127ـ وقف ملكي كه منافع آن موقتا به ديگري تعلق دارد چه حكمي دارد و اگر منافع آن بطور دائم به ديگري تعلق داشته باشد چطور؟

الف)صحيح ـ باطل

ب)غير نافذ ـ باطل

ج)هر دو غير نافذند.

د)هر دو باطلند.

 

128ـ كدام گزينه در مورد وقفي كه با انگيزة ضرر زدن به ديّان واقف، واقع مي شود صحيح است؟

الف)باطل است، چون واقف اهليت وقف ندارد.

ب)غير نافذ است، و نياز به اجازة ديان دارد.

ج)باطل است، چون غير مشروع است. 

د)غير نافذ است، چون ورشكسته، مالك آن محسوب نمي شود.

 

129ـ كداميك از گزينه هاي زير نادرست است؟

الف)وقف بر مجهول، صحيح نسيت.

ب)وقف بر معدوم، به تبع موجود صحيح است.

ج)واقف به هيچ وجه نمي تواند جزو موقوف عليهم باشد.

د)وقف، بصورت وصيت نيز واقع شده معلق به موت واقف است.

 

130ـ علي ملكي را به وقف داده و محمود را به عنوان متولي منصوب مي كند لكن محمود توليت را رد مي كند علي بعدها دوباره محمود را متولي وقف قرار مي دهد و محمود اين بار توليت را مي پذيرد؛ بفرماييد آيا محمود متولي محسوب مي شود؟ و اگر محمود در بار اول توليت را قبول مي كرد آيا مي توانست بعدا آنرا رد كند؟

الف)خير چون پس از رد نمي تواند قبول كند. ـ خير

ب)خير چون پس از رد نمي تواند قبول كند. ـ بله

ج)بله ـ خير

د)بله ـ بله 

 

131ـ اگر خيانت متولي ظاهر شود .................. و اگر متولي، فاقد وصفي كه واقف براي متولي شرط كرده است بشود ................. .

الف)منعزل مي شود. ـ منعزل مي شود.

ب)منعزل مي شود. ـ حاكم عزلش مي كند.

ج)حاكم ضم امين مي كند. ـ منعزل مي شود.

د)حاكم ضم امين مي كند. ـ حاكم عزلش مي كند.

 

132ـ آيا واقف مجاز است كه از منافع موقوفه، سهمي براي عمل متولي قرار دهد؟ و اگر حق التوليه معين نشده باشد چگونه عمل مي شود؟

الف)بله ـ متولي، اجرت المثل مي گيرد.

ب)بله ـ متولي مستحق چيزي نيست.

ج)خير ـ متولي، اجرت المثل مي گيرد.

د)خير ـ متولي مستحق چيزي نيست.

 

133ـ در كداميك از موارد زير، منافع موقوفات عامه، صرف بريّات عموميه مي شود؟

الف)در صورتي كه صرف منافع موقوفه در مورد خاصي كه واقف معين كرده است متعسر باشد.

ب)در صورتي كه منافع موقوفه مجهول المصرف باشد؛ مگر اينكه قدر متيقني در بين باشد.

ج)در صورتي كه موقوفه به دليل خرابي، فروخته شود.

د)موارد الف و ب صحيحند.

 

حقوق مدني مواد 140 تا 209ق.م

 

۱۳۴ـ كدام مورد دربردارندة عقودي است كه تعليق در آنها موجب بطلان مي شود؟

الف)نكاح و وكالت

ب)كفالت و ضمان

ج)ضمان و نكاح

د)وكالت و كفالت

 

۱۳۵ـ زمان انعقاد عقد در عقودي كه با مكاتبه انجام مي شوند كدام است؟

الف)تاريخ نوشتن نامة متضمن قبول

ب)تاريخ سپردن نامة حاوي قبول به پست

ج)تاريخ وصول نامة قبول به اقامتگاه موجب

د)تاريخ اطلاع موجب از قبول با خواندن نامة حاوي آن

 

۱۳۶ـ در صورتي كه پس از ايجاب و قبل از قبول، يكي از طرفين محجور شود .................... .

الف)توافق ناممكن مي شود.

ب)توافق نماينده محجور، معتبر است.

ج)عقد، باطل مي شود.

د)اگر طرف موجب، محجور شود، طرف ديگر مي تواند عقد را با قبول كردن ايجاب، واقع سازد.

 

۱۳۷ـ اگر قبول با قيد و شرط همراه باشد چه وضعيتي بوجود مي آيد؟

الف)عقد منعقد نمي شود.

ب)عقد بصورت معلق ايجاد مي شود.

ج)ايجاب جديد محسوب مي شود.

د)موارد الف و ج صحيحند.

 

۱۳۸ـ اگر طرف ايجاب، قبلا ايجاب را رد كرده باشد آيا مي تواند بعدا آنرا قبول كند؟ و اگر قبل از قبول، موجب از ايجاب خود عدول كند آيا قبول مؤثر است؟

الف)بله ـ بله

ب)بله ـ خير

ج)خير ـ خير مگر اينكه ملتزم به نگهداري ايجاب شده باشد.

د)خير ـ خير حتي اگر موجب ملتزم به نگهداري ايجاب شده باشد.

 

۱۳۹ـ اگر يكي از طرفين عقد، ادعاي نمايندگي خود از جانب شخص ثالث را بنمايد و طرف ديگر ادعاي اصالت وي را بنمايد، بار اثبات بر عهدة كيست؟

الف)مدعي اصالت بايد اصالت طرف مقابل را اثبات كند.

ب)مدعي نمايندگي بايد نماينده بودن خود را اثبات كند.

ج)اصل بر اين است كه عقد به نمايندگي واقع نشده است.

د)موارد ب و ج صحيحند.

 

۱۴۰ـ اگر طرفين در عقد فيمابين، تعهدي به نفع شخص ثالث نمايند آيا قبول ثالث براي تحقق تعهد به سود او ضروري است؟ و در صورتي كه ثالث، تعهد به سود خود را رد كند آيا رد وي مؤثر است؟  

الف)بله ـ بله

ب)بله ـ خير

ج)خير ـ بله

د)خير ـ خير

 

۱۴۱ـ اگر يكي از طرفين بگويد كه «اين اتومبيل را به تو مي فروشم به شرطي كه خورشيد از مغرب درآيد» آيا معامله واقع مي شود؟ در صورتي كه فروشنده بگويد «اين اتومبيل را به تو مي فروشم اگر ثمن را بپردازي» چطور؟

الف)خير ـ بله معامله بطور منجز واقع مي شود.

ب)خير ـ بله معامله بطور معلق واقع مي شود.

ج)بله معامله بطور معلق واقع مي شود. ـ بله معامله بطور منجز واقع مي شود.

د)بله معامله بطور معلق واقع مي شود. ـ بله معامله بطور معلق واقع مي شود.

 

۱۴۲ـ احمد پيشنهاد فروش يك دستگاه جارو برقي را به قيمت 250هزار تومان به علي ارائه مي دهد و علي نيز به اشتباه، معامله را به قيمت 250هزار ريال قبول مي كند؛ وضعيت حقوقي عمل مزبور كدام است؟

الف)معامله غير نافذ است.

ب)اشتباه علي مانع از توافق مي شود.

ج)معامله به قيمت 250 هزار تومان واقع مي شود ولي علي حق فسخ پيدا مي كند.

د) معامله به قيمت 250هزار ريال واقع مي شود و احمد حق فسخ پيدا مي كند.

 

1۴۳ـ اگر محمد مقداري پول به مهدي به عنوان قرض بدهد و مهدي آنرا به عنوان هبه بپذيرد چه وضعي رخ مي دهد؟ در صورتي كه محمد كتابش را به مهدي بفروشد و مهدي خريد كيف محمد را قبول كند چطور؟

الف)معامله منعقد نمي شود. ـ معامله غير نافذ است.

ب)معامله غير نافذ است. ـ معامله باطل است.

ج)معامله غير نافذ است. ـ معامله غير نافذ است.

د)معامله منعقد نمي شود. ـ معامله منعقد نمي شود.

 

1۴۴ـ كداميك از گزينه هاي زير در مورد اكراه نادرست است؟

الف)اكراه موجب عدم نفوذ معامله است اگرچه از طرف شخص خارجي غير از متعاملين واقع شود.

ب)اكراه موجب عدم نفوذ معامله است مگر اينكه از طرف شخص خارجي غير از متعاملين واقع شود.

ج)اكراه در ايقاعات نيز مؤثر است.

د)موارد الف و ج

 

1۴۵ـ اگر تهديد به جان استاد معامله كننده در وي مؤثر باشد و معامله را به اكراه منعقد كند معامله چه وضعي پيدا مي كند؟ اگر تهديد به آبروي فرزند معامله كننده در وي مؤثر افتد چطور؟

الف)غير نافذ ـ غير نافذ

ب)صحيح ـ صحيح

ج) غير نافذ ـ صحيح

د)صحيح ـ غير نافذ

 

1۴۶ـ امضاي عقد اكراهي، باعث نفوذ آن از هنگام ................ است و اگر مكره پيش از اجازه فوت كند .................... .

الف)تراضي ـ حق رد و اجازه به ورثه منتقل مي شود.

ب)تراضي ـ معامله باطل اعلام مي شود.

ج)اجازه ـ حق رد و اجازه به ورثه منتقل مي شود.

د)اجازه ـ معامله باطل اعلام مي شود.

 

حقوق مدنی - تست ششم

حقوق تجارت - تست اول

حقوق تجارت ـ مواد 1 الي 5

 

1ـ كدام يك از موارد زير براي اينكه تجارتي محسوب شود نياز به استمرار ندارد؟

الف)صدور برات                                                                       ب)حق العمل كاري

ج)دلالي                                                                                   د)تصدي به حمل و نقل

 

2ـ اگر شخصي بدون قصد فروش يا اجاره، مالي را بخرد، اين معامله در چه صورت تجارتي محسوب مي شود؟

الف)در هر حال تجاري محسوب مي شود.

ب)اگر بعدها مال را بفروشد يا اجاره دهد، معاملة او تجارتي محسوب مي شود.

ج)در هيچ صورت تجارتي محسوب نمي شود؛ حتي اگر بعدها مال را بفروشد يا اجاره دهد.

د)در صورتي بعدها آن را بفروشد تجارتي محسوب مي شود.

 

3ـ كدام يك از اعمال زير تجارتي محسوب مي شود؟

الف)خريد قطعات كامپيوتر به قصد فروش پس از مونتاژ.

ب)خريد وسايل لازم براي برگزاري مراسم به قصد اجارة آنها به برگزاركنندگان مراسم.

ج)اجارة وسايل لازم براي برگزاري مراسم به برگزاركنندگان مراسم.

د)همة موارد.

 

4ـ معاملات اموال غير منقول در كدام مورد، تجارتي محسوب مي شود؟

الف)در صورتي كه توسط شركت سهامي انجام پذيرد.

ب)در صورتي كه توسط تاجر و به قصد فروش انجام پذيرد.

ج)اگر توسط شركتهايي كه به منظور ساخت و فروش آپارتمان ايجاد شده اند، انجام پذيرد.                 د)به هيچ وجه تجارتي محسوب نمي شود.

 

5ـ كدام يك از شغلهاي زير، تجارتي محسوب مي شود؟

الف)خياطي و نجاري                                                                           ب)تصدي به عمل توزيع روزنامه

ج)تصدي به پخش فرآورده هاي نفتي                                                 د)موارد ب و ج صحيحند.

 

6ـ كدام گزينه در مورد عمل دلال نادرست است؟

الف)دلالي عمل تجارتي محسوب مي شود.                                                         ب)دلال واسطة معاملات بين تجار است.

ج)دلال معامله را به نام خود و به حساب آمر انجام مي دهد.                               د)نقش دلال، پيدا كردن يا نزديك كردن طرف معامله به آمر است.

 

7ـ كدام گزينه در مورد حق العمل كار صحيح است؟

الف)حق العمل كار به نام خود و به حساب آمر معامله مي كند.

ب)حق العمل كار وكيل آمر محسوب مي شود.

ج)در مقابل اصيلي كه با حق العمل كار معامله كرده است، آمر مسئول است.

د)موارد الف و ب صحيحند.

 

8ـ كدام گزينه در مورد عامل نادرست است؟

الف)كار عامل، تسهيل معاملات بين آمر و ديگران و معرفي آنان به همديگر است.

ب)عامل، وكيل تاجر يا تجارتخانه اي است كه او را عامل خود قرار داده است.

ج)عامل، تاجر محسوب مي شود.

د)عامل به نام و حساب شخص ديگر معامله مي كند.

 

9ـ اعطاي وام و اعتبار بدون ربا و نيز استفادة بانك از سپرده هاي مدت دار، وكالتا در اموري مثل مضاربه و... به ترتيب چه نوع عمل تجارتي محسوب مي شوند؟

الف)عمل تجارتي ذاتي ـ عمل تجارتي تبعي                     ب)عمل تجارتي تبعي ـ عمل تجارتي ذاتي

ج)عمل تجارتي ذاتي ـ عمل تجارتي ذاتي                         د)عمل تجارتي تبعي ـ عمل تجارتي تبعي

 

10ـ در چه صورتي عمل خريد و فروش سهام در بورس، عمل تجارتي محسوب مي شود؟

الف)در صورتي كه شخص، تاجر باشد و خريد و فروش سهام از سوي او براي حوائج تجارتي خود باشد.

ب)در صورتي كه خريد و فروش سهام، توسط شركت تجاري و براي حوائج تجارتي باشد.

ج)خريد و فروش سهام در بورس عمل تجارتي است چراكه معامله كنندة سهام در بازار بورس، تاجر محسوب مي شود؛ چه شخص حقيقي باشد و چه حقوقي.

د)موارد الف وب صحيحند.

 

11ـ تصدي به كدام يك از اعمال زير، تجارتي تلقي مي شود؟

الف)تصدي به حمل و نقل جاده اي                                                           ب)تصدي به انبارهاي عمومي

ج)تصدي به هر قسم نمايشگاههاي عمومي                                                 د)همة موارد.

 

12ـ آيا ظهرنويسي و ضمانت برات، عمل تجاري محسوب مي شوند؟ با فرض تجارتي بودن اين اعمال، آيا شخصي كه مبادرت به اين اعمال مي كند تاجر محسوب مي شود؟

الف)بله ـ بله مطلقا تاجر محسوب مي شود.

ب)بله ـ صرفا شخصي كه اين اعمال را شغل معمولي خود قرار دهد تاجر محسوب مي شود.

ج)خير ـ بله مطلقا تاجر محسوب مي شود.

د)خير ـ صرفا شخصي كه اين اعمال را شغل معمولي خود قرار دهد تاجر محسوب مي شود.

 

13ـ آيا معاملاتي كه خدمة يك شركت يا شخص براي امور تجارتي ارباب خود مي نمايد، عمل تجارتي است؟ انجام اين اعمال باعث مي شوند كه چه شخص يا اشخاصي، تاجر محسوب شوند؟

الف)بله ـ هم خدمه و هم ارباب                                                             ب)بله ـ ارباب

ج)بله ـ خدمه                                                                                        د)خير ـ هيچ كس

 

14ـ مديران شركتهاي تجاري كه معاملاتي براي شركت مي كنند با انجام اين معاملات............ .

الف)خودشان تاجر محسوب مي شوند.                                                 ب)هم مديران و هم شركت، تاجر محسوب مي شوند.

ج)خودشان تاجر محسوب نمي شوند.                                                   د)موارد الف و ب صحيحند. 

 

حقوق تجارت مواد 1 تا 19 قسمت دوم

15ـ كدام يك از گزينه هاي زير نادرست است؟

الف)اعمال شركتهايي كه موضوع آنها تجاري است، تجارتي محسوب مي شوند.

ب)اعمال شركتهايي كه شكل آنها تجاري است، تجارتي محسوب نمي شوند.

ج)شركتهايي كه شكل آنها تجاري است، تجاري محسوب مي شوند.

د)شركتهايي كه موضوع آنها تجاري است، تجاري محسوب مي شوند.

 

16ـ آيا ضمانت سفته، عمل ذاتا تجاري محسوب مي شود؟ ضمانت چك چطور؟

الف)بله ـ خير                                          ب)بله ـ بله

ج)خير ـ بله                                             د)خير ـ خير

 

17ـ كداميك از گزينه هاي زير از ثبت نام در دفتر ثبت تجارتي معاف است؟

الف)كسبة جزء                                     ب)شركت هاي خارجي كه مركز اصلي آنها در ايران است.

ج)بازرگان حقيقي                                 د)بنگاه بازرگاني

 

18ـ مهلت ثبت نام در دفتر ثبت تجارتي چقدر است؟

الف)دو ماه از تاريخ شروع به كار يا تاسيس مؤسسة تجاري                             ب)در مورد شركتها، يك ماه از تاريخ ثبت در دفتر ثبت شركتها

ج)يك ماه از تاريخ شروع به كار يا تاسيس مؤسسة تجاري                              د)موارد الف و ب صحيحند.

 

19ـ كداميك از گزينه هاي زير صحيح است؟

الف)كسي كه به يكي از امور تجاري اشتغال دارد براي اينكه تاجر محسوب شود بايد نامش را در دفتر ثبت تجارتي به ثبت برساند.

ب)هر شركتي كه به امور تجاري مي پردازد بايد نام خود را در دفتر ثبت تجارتي به ثبت برساند تا تجارتي محسوب شود.

ج)هر شخصي كه نامش در دفتر ثبت تجارتي، به ثبت رسيده باشد تاجر محسوب مي شود مگر اينكه خلاف آن را اثبات كند.

د)تمام موارد.

 

20ـ امروزه از ترازنامه به جاي ............... و از دفتر انديكاتور به جاي ................... استفاده مي شود.

الف)دفتر دارايي ـ دفتر كپيه                                ب)دفتر دارايي ـ دفتر كل

ج)دفتر كپيه ـ دفتر دارايي                                   د)دفتر كل ـ دفتر كپيه

 

21ـ كداميك از دفاتر لااقل هر هفته يك بار تنظيم شده و انواع معاملات تاجر در آن بصورت جداگانه نوشته مي شود.

الف)دفتر دارايي                                     ب)دفتر كپيه

ج)دفتر كل                                             د)دفتر انديكاتور

 

22ـ كلية‌دفاتر بايد توسط نمايندة ادارة ثبت، امضا شوند به استثناي دفتر ............ .

الف)دارايي                                      ب)كل

ج)كپيه                                           د)روزنامه

 

23ـ دفاتر تاجر، چه زماني بر له تاجر قابليت استناد دارند؟

الف)زمانيكه دعوا ميان دو تاجر باشد.                                                ب)زمانيكه دعوا ميان تاجر و غير تاجر باشد.

ج)زمانيكه دفاتر بر طبق قانون تجارت تنظيم شده باشند.                 د)موارد الف و ج صحيحند.

 

24ـ هرگاه در دعوا ميان دو تاجر در امور تجاري، ميان دفاتر هر كدام از دو تاجر تعارض و اختلاف وجود  داشته باشد تكليف چيست؟

الف)در صورتي كه قاضي، هيچكدام را بر ديگري ترجيح ندهد نبايد به هيچيك ترتيب اثر دهد.

ب)قاضي در هر حال نبايد به هيچيك ترتيب اثر دهد.

ج)قاضي در صورتيكه هيچكدام را بر ديگري ترجيح ندهد بايد از مدعي دلايل ديگري را طلب كند.

د)موارد الف و ج صحيحند.

 

حقوق تجارت - تست دوم

آیین دادرسی مدنی - تست سوم

آيين دادرسي مدني ـ مواد 1 الي 30

 

61ـ اگر دعوايي كه طبق قانون در صلاحيت دادگاه خانوادة يك شهر است به دادگاه عمومي همان شهر ارجاع شود تكليف دادگاه مزبور چيست؟

الف)دادگاه عمومي به صلاحيت دادگاه خانوادة همان حوزه، قرار عدم صلاحيت خود را صادر مي كند.

ب)دادگاه عمومي به صلاحيت دادگاه خانوادة همان حوزه، قرار امتناع از رسيدگي صادر مي كند.

ج)دادگاه عمومي پرونده را جهت تعيين مرجع صالح به دادگاه تجديدنظر استان ارسال مي كند.

د)دادگاه عمومي مكلف به رسيدگي است؛ زيرا خود دادگاه خانواده هم نوعي دادگاه عمومي محسوب مي شود.

 

62ـ محمود دعوايي به طرفيت علي(كه مقيم تبريز است) به خواستة خلع يد از ملكي كه در شهرستان اسكو واقع است با تعيين شبستر از سوي علي به عنوان اقامتگاه انتخابي در دادگاه شهرستان شبستر اقامه مي كند. بفرماييد آيا اقامة دعوا در دادگاه شبستر با تراضي طرفين صحيح است؟ و اگر جواب منفي است كدام دادگاه صالح است؟

الف)بله، طرفين يا يكي از آنها حق دارند اقامتگاهي غير از اقامتگاه اصلي خويش انتخاب كنند.

ب)بله در صورت تراضي طرفين به اقامه دعوا در دادگاه محل اقامتگاه انتخابي آن دادگاه مكلف به رسيدگي است.

ج)خير، دادگاه تبريز صالح است.

د)خير، دادگاه اسكو صالح است.

 

63ـ اگر در دعواي محمد عليه محسن(كه مقيم تبريز است) در اصل دادگاه تبريز صالح به رسيدگي باشد و محسن در قراردادي كه با محمد منعقد كرده است، آذرشهر را به عنوان اقامتگاه خود انتخاب نموده باشد دعوا در كدام دادگاه قابل طرح است؟ اوراق ابلاغي به محسن بايد به كجا ابلاغ شوند؟

الف)دادگاه آذرشهر ـ اقامتگاه محسن در آذرشهر مگر اينكه نشاني اقامتگاه بطور دقيق مشخص نباشد كه در اين حالت به اقامتگاه وي در تبريز ابلاغ مي شود.

ب)دادگاه آذرشهر ـ در هر حال به اقامتگاه محسن در آذرشهر حتي اگر نشاني معلوم نباشد.

ج)دادگاه تبريز ـ اقامتگاه محسن در آذرشهر مگر اينكه نشاني اقامتگاه بطور دقيق مشخص نباشد كه در اين حالت به اقامتگاه وي در تبريز ابلاغ مي شود.

د)دادگاه تبريز ـ در هر حال به اقامتگاه محسن در تبريز

 

64ـ احمد قصد دارد دعوايي بر عليه قادر كه در كشور تركيه اقامت دارد اقامه كند؛ بفرماييد درصورتي كه قادر، هيچگونه مال يا محل سكونت موقتي در ايران نداشته باشد احمد بايد دعوا را در كدام دادگاه اقامه كند؟ و اگر قادر، يك محل سكونت موقت در تبريز و يك مال غير منقول در اروميه داشته باشد چطور؟

الف)دادگاه تركيه ـ دادگاه تبريز

ب)دادگاه محل اقامت احمد ـ دادگاه اروميه

ج)دادگاه تركيه ـ دادگاه اروميه

د)دادگاه محل اقامت احمد ـ دادگاه تبريز

 

65ـ دعواي راجع به خواستة الزام انجام قرارداد مربوط به خريد و فروش ملك و دعواي راجع به حق ارتفاق به ترتيب چه نوع دعوايي محسوب مي شوند؟

الف)منقول ـ غير منقول

ب)غير منقول ـ منقول

ج)هر دو غير منقول محسوب مي شوند.

د)هر دو منقول محسوب مي شوند.

 

66ـ در مورد محل اقامة دعاوي راجع به تركه، قبل از تقسيم آن كدام مورد صحيح است؟

الف)دادگاهي صالح است كه تركه در حوزة آن واقع است.

ب)دادگاهي صالح است كه آخرين اقامتگاه متوفي در ايران، آن محل مي باشد.

ج)دادگاهي صالح است كه اموال غير منقول متوفي در حوزة آن واقع است.

د)دادگاه محل اقامت ورثه، صالح است.

 

67ـ دعاوي ناشي از تعهدات شعبة‌ شركتي در اردبيل كه مركز اصلي شركت در تهران است در كدام دادگاه اقامه مي شود و اگر شعبه برچيده شده باشد چطور؟

الف)دادگاه اردبيل ـ دادگاه تهران

ب)دادگاه اصفهان ـ دادگاه اردبيل

ج)دادگاه تهران ـ دادگاه اردبيل

د)دادگاه تهران ـ دادگاه تهران

 

68ـ در دعاوي بازرگاني و دعاوي راجع به اموال منقول كه از عقود و قراردادها ناشي شده است كدام دادگاه، صالح به رسيدگي است؟

الف)دادگاه محل وقوع عقد يا قرارداد

ب)دادگاه محل اجراي تعهد قراردادي

ج)دادگاه محل اقامت خوانده

د)هر سه مورد

 

69ـ محمود قصد اقامة دعوايي به طرفيت علي(مقيم زنجان)، احمد(مقيم همدان) و حسين(مقيم خوي) دارد؛ وي دعوا را در دادگاه كدام محل مي تواند اقامه كند؟

الف)در دادگاه محل اقامت خوانده اي كه نسبت به ديگر خوانده ها بيشترين تعهد را در مقابل محمود دارد.

ب)در دادگاه محل اقامت خود.

ج)در دادگاه محل اقامت هر كدام از خواندگان.

د)در دادگاه محل اقامت خود يا هر يك از خواندگان.

 

70ـ اگر در اصل، دادگاه عمومي بناب براي رسيدگي به دعوايي صالح باشد طرفين دعوا مي توانند به تراضي، دادگاه عمومي تبريز را براي رسيدگي انتخاب كنند؟ دادگاه عمومي تبريز در اين مورد چه اقدامي انجام مي دهد؟

الف)بله ـ ملزم به رسيدگي است.

ب)بله ـ مخير است كه به دعوا رسيدگي كند يا قرار عدم صلاحيت صادر كند.

ج)خير ـ قرار عدم صلاحيت صادر كرده پرونده را براي رسيدگي به دادگاه عمومي بناب مي فرستد.

د)خير ـ پرونده را جهت تعيين مرجع صالح به دادگاه تجديدنظر ارسال مي كند.

 

71ـ اگر دادگاه رسيدگي كننده به دعوا، از لحاظ محلي صالح به رسيدگي نباشد و خوانده تا پايان جلسة اول دادرسي ايراد عدم صلاحيت كند ولي دادگاه به رسيدگي ادامه داده و اقدام به صدور راي كند در چه صورت راي نقض خواهد شد؟

الف)راي صادره در هيچ صورت قابل نقض نيست؛ زيرا دادگاه از لحاظ ذاتي صالح است.

ب)در صورتي كه خوانده درخواست تجديدنظر كند و راي صادره نيز قابل تجديدنظر باشد.

ج)در صورتي كه خوانده، درخواست تجديدنظر كند حتي اگر راي صادره از آرايي باشد كه قابل تجديدنظر نيستند.

د)راي صادره اگر قابل تجديدنظر باشد حتي اگر درخواست تجديدنظر نشود نيز نقض خواهد شد.

 

72ـ اگر خوانده، در موقع طرح دعوا از سوي خواهان در دادگاه تبريز، مقيم يكي از روستاهاي تبريز بوده ولي پس از طرح دعوا، روستاي مذكور، در تقسيمات كشوري از شهرستان تبريز منتزع و به شهرستان اهر ملحق شود كدام دادگاه صالح به ادامة رسيدگي است؟ اگر الحاق اين روستا در موقعي باشد كه داد خواست ناقص خواهان به دادگاه تبريز ارائه و ثبت شده ولي با فرض بقاي مهلت هنوز رفع نقص نشده باشد چطور؟

الف)دادگاه تبريز ـ دادگاه تبريز

ب)دادگاه تبريز ـ دادگاه اهر

ج)دادگاه اهر ـ دادگاه اهر

د)دادگاه اهر ـ دادگاه تبريز       

 

73ـ در رسيدگي به دعوايي كه در دادگاه عمومي مراغه اقامه شده است اگر دادگاه مراغه خود را صالح به رسيدگي نداند و پرونده را براي رسيدگي به دادگاه ملكان بفرستد در صورتي كه دادگاه ملكان نيز خود را صالح نداند چه اقدامي از سوي آن دادگاه متصور است؟

الف)اگر ادعاي عدم صلاحيت دادگاه مراغه را نپذيرد پرونده را براي حل اختلاف به دادگاه تجديد نظر استان مي فرستد.

ب)اگر ادعاي عدم صلاحيت دادگاه مراغه را بپذيرد، پرونده را براي رسيدگي به مرجعي كه صالح مي داند مي فرستد.

ج)در هر حال پرونده را به دادگاه تجديد نظر استان مي فرستد.

د)موارد الف و ب صحيحند.

 

74ـ در كدام يك از موارد زير حل اختلاف صلاحيت، با ديوان عالي كشور است؟

الف)اختلاف بين دادگاه بدوي يك استان با دادگاه تجديدنظر استان ديگر

ب)اختلاف بين ديوان عدالت اداري با دادگاه عمومي

ج)اختلاف بين دو دادگاه نظامي از حوزه هاي قضايي دو استان

د)هر سه مورد

 

75ـ در كدام يك از موارد زير، حل اختلاف صلاحيت، با دادگاه تجديدنظر استان است؟

الف)اختلاف بين دو دادگاه انقلاب واقع در يك استان

ب)اختلاف بين دو دادگاه نظامي واقع در يك استان

ج)اختلاف بين دو دادگاه عمومي واقع در يك استان

د)هر سه مورد

 

76ـ اگر دادگاه عمومي شهرستان ميانه در پرونده اي با ادارة ثبت ميانه اختلاف در صلاحيت داشته و هركدام، ديگري را صالح بداند چه مرجعي، مرجع حل صلاحيت است؟ و اگر دادگاه عمومي ميانه با دادگاه تجديدنظر استان آـ ش در صلاحيت اختلاف كنند چگونه عمل مي شود؟

الف)دادگاه تجديدنظر استان آ- ش ـ ديوان عالي كشور دادگاه صالح را تعيين مي كند.

ب)دادگاه تجديدنظر استان آ- ش ـ نظر دادگاه تجديدنظر استان آ- ش معتبر است.

ج)ديوان عالي كشور ـ نظر دادگاه تجديدنظر استان آ- ش معتبر است.

د)ديوان عالي كشور ـ ديوان عالي كشور دادگاه صالح را تعيين مي كند.

 

77ـ اگر دادگاه عمومي، به صلاحيت يكي از مراجع اختصاصي و بدوي اداري از خود نفي صلاحيت كند .......... .

الف)پرونده را جهت رسيدگي به آن مرجع ارسال مي دارد.

ب)با صدور قرار عدم صلاحيت، خواهان بايد دعوا را در مرجع صالح اقامه كند.

ج)پرونده را جهت تعيين مرجع صالح به ديوان عالي كشور مي فرستد.

د)پرونده را جهت تعيين مرجع صالح به ديوان عدالت اداري مي فرستد.

حقوق مدنی - تست چهارم

حقوق مدني ـ كفالت، صلح، رهن و هبه

 

90ـ كدام گزينه در مورد عقد كفالت نادرست است؟

الف)كفالت به رضاي مكفول و مكفول له واقع مي شود.

ب)در صحت كفالت، علم كفيل به ثبوت حقي بر عهدة مكفول شرط نيست.

ج)موضوع كفالت، احضار شخص ثالث است.

د)براي صحت كفالت، دعوي حق از طرف مكفول له كافي است، اگرچه مكفول، منكر آن باشد.

 

91ـ در كفالت موقت ....

الف)مدت بايد معلوم باشد.

ب)مكفول له قبل از رسيدن موعد، حق تقاضاي احضار مكفول را ندارد.

ج)كفيل مي تواند قبل از رسيدن موعد عقد را فسخ كند.

د)موارد الف و ب صحيحند.

 

92ـ در كداميك از موارد زير كفيل، بري نمي شود؟

الف)در صورت فوت مكفول

ب)در صورت فوت كفيل

ج)در صورت فوت مكفول له

د)در صورتي كه مكفول له طلب خود را به سود شخص ثالث حواله دهد تا مكفول آن را بپردازد.

 

93ـ هرگاه يك نفر در مقابل چند نفر، از شخصي كفالت نمايد در چه صورت در مقابل همة آنها بري مي شود؟

الف)با تسليم مكفول به يكي از آنها

ب)با تسليم مكفول به تمامي آنها

ج)با تسليم مكفول به اكثريت عددي آنها

د)موارد ب و ج صحيحند.

 

94ـ هرگاه كفيل حقي كه بر عهدة مكفول است را اداء كند در چه صورت حق رجوع به مكفول را دارد؟

الف)در هر حال حق رجوع به مكفول را دارد.

ب)در صورتي كه به اذن مكفول دين را اداء كند.

ج)در صورتي كه كفالت به اذن مكفول بوده و احضار مكفول ممكن نباشد.

د)موارد ب و ج صحيحند.

 

95ـ حكم موردي كه در «طرف صلح»، اشتباه واقع مي شود و موردي كه اشتباه در «مورد صلح» واقع مي شود چيست؟

الف)در صورتي كه شخصيت طرف، علت عمده صلح باشد باطل است. ـ اگر اشتباه راجع به اوصاف اساسي مورد معامله باشد باطل است.

ب)صلح باطل است حتي اگر شخصيت طرف علت عمدة صلح نباشد. ـ صلح باطل است حتي اگر اشتباه راجع به اوصاف اساسي مورد معامله نباشد.

ج)غير نافذ است. ـ اگر اشتباه راجع به اوصاف اساسي مورد معامله باشد باطل است.

د)در صورتي كه شخصيت طرف، علت عمده صلح باشد باطل است. ـ غير نافذ است.

 

96ـ كدام گزينه دربارة عقد صلح صحيح است؟

الف)صلح بلا عوض جايز است.

ب)هيچيك از متصالحان نمي توانند صلحي كه مبني بر تسامح است را فسخ كنند مگر در صورت تخلف شرط يا اشتراط خيار.

ج)صلحي كه در مقام عقود جائزه واقع شده باشد لازم است.

د)هر سه مورد صحيحند.

 

97ـ صلح دعوي مبتني بر معاملة باطله ....... است ولي صلح دعوي ناشي از بطلان معامله ....... است.

الف)باطل ـ صحيح

ب)صحيح ـ باطل

ج)جائز ـ صحيح

د)باطل ـ غير نافذ

 

98ـ رهن مال كلي در معين و رهن حق تاليف چه حكمي دارند؟

الف)صحيح ـ صحيح

ب)باطل ـ باطل

ج)صحيح ـ باطل

د)باطل ـ صحيح

 

99ـ اگر دو نفر يك مال را در مقابل ديني كه به يك نفر دارند به او رهن بدهند ....

الف)اگر يكي از دو راهن طلب خود را به مرتهن بپردازد به نسبت سهم او از مال مرهون آزاد مي شود.

ب)مال مرهون فقط در صورتي آزاد مي شود كه هر دو راهن طلب خود را بپردازند.

ج)مرتهن حق دارد تا وصول كلي طلب هر دو راهن مال مرهون را در تصرف خود نگاه دارد.

د)موارد ب و ج صحيحند.

 

100ـ در صورتي كه مرتهن وكيل در فروش مال مرهون بوده و آنرا بفروشد اگر قيمت فروش، بيش از طلب مرتهن باشد .......... و اگر كمتر باشد ...........

الف)مازاد مال مرتهن است. ـ مرتهن حق رجوع به راهن را ندارد.

ب)مازاد مال مرتهن است. ـ مرتهن حق رجوع به راهن را دارد.

ج)مازاد مال راهن است. ـ مرتهن حق رجوع به راهن را ندارد.

د)مازاد مال راهن است. ـ مرتهن حق رجوع به راهن را دارد.

 

101ـ اگر راهن بميرد و دارايي او به دو پسرش برسد در صورتي كه يكي از دو پسر نصف دين پدر را به مرتهن بپردازد آيا مي تواند نصف مال مرهون را آزاد كند؛ در صورتي كه مرتهن، راهن را از نصف دين بري كند آيا نصف مال مرهون آزاد مي شود؟

الف)بله ـ بله

ب)بله ـ خير

ج)خير ـ خير

د)خير ـ بله

 

102ـ كداميك از گزينه ها در مورد رهن نادرست است؟

الف)عقد رهن به موت راهن منفسخ نمي شود.

ب)عقد رهن به موت مرتهن منفسخ نمي شود.

ج)عقد رهن نسبت به مرتهن جايز و نسبت به راهن لازم است.

د)قبض و استمرار آن، شرط صحت عقد رهن است.

 

103ـ در صورت تلف مال مرهون در نزد مرتهن قبل و بعد از اداي دين از سوي راهن آيا مرتهن ضامن است؟

الف)خير مگر در صورت تعدي يا تفريط ـ بله درصورت مطالبة راهن و عدم رد مرتهن حتي اگر تقصير نكرده باشد.

ب)خير مگر در صورت تعدي يا تفريط ـ بله در هر حال ضامن است حتي اگر راهن مطالبه نكرده باشد.

ج)بله در هر حال ضامن است. ـ بله درصورت مطالبة راهن و عدم رد مرتهن.

د)بله در صورت مطالبه و عدم رد ضامن است. ـ بله در هر حال ضامن است حتي اگر راهن مطالبه نكرده باشد.

 

104ـ در صورت تلف عين مرهونه بواسطة عمل شخص ثالث، دادن بدل آن بر عهدة كيست؛ و با فرض موردي كه مرتهن قبل از تلف مال مرهونه وكيل در استيفاء طلب از آن بوده آيا براي استيفاء طلب از بدل نيز وكيل است؟

الف)تلف كننده ـ بله

ب)تلف كننده ـ خير

ج)راهن ـ بله

د)راهن ـ خير

 

105ـ در مورد هبه كدام گزينه نادرست است؟

الف)در صورت فوت واهب قبل از قبض، هبه باطل مي شود.

ب)در صورت فوت متهب قبل از قبض، هبه باطل مي شود.

ج)در صورت حجر واهب قبل از قبض هبه باطل مي شود.

د)در صورت حجر متهب قبل از قبض، هبه باطل مي شود.

 

106ـ در كداميك از موارد زير واهب بعد از قبض نمي تواند از هبه رجوع كند؟

الف)در صورت فوت متهب.

ب)در صورتي كه هبه معوض بوده و عوض هم داده شده باشد.

ج)در صورتي كه متهب نوة واهب باشد.

د)هر سه مورد.

 

107ـ در صورت رجوع واهب، نماآت عين موهوبه اگر متصل باشد مال ....... و اگر منفصل باشد مال ......... خواهد بود.

الف)واهب ـ‌ متهب

ب)متهب ـ واهب

ج)مالك ـ واهب

د)متصرف ـ متهب

 

108ـ آيا بعد از فوت واهب حق رجوع به ورثة او انتقال مي يابد و آيا در صورتي كه داين طلب خود را به مديون ببخشد حق رجوع دارد؟

الف)بله ـ بله

ب)بله ـ خير

ج)خير ـ خير

د)خير ـ بله

 

حقوق مدني ـ مواد 1 الي 54

 

109ـ كدام گزينه نادرست است؟

الف)قوانين مربوط به ارث در مورد كلية اتباع ايران و لو اينكه مقيم در خارجه باشند مجري خواهد بود.

ب)اتباع خارجة مقيم ايران، از حيث حقوق ارثيه در حدود معاهدات، مطيع قوانين دولت متبوع خود خواهند بود.

ج)قوانين مربوط به احوال شخصيه، در مورد كلية سكنة ايران، ولو اينكه تبعة خارجه باشند مجري خواهد بود.

د)اتباع خارجة مقيم ايران، از حيث مسائل مربوط به احوال شخصيه در حدود معاهدات، مطيع قوانين دولت متبوع خود خواهند بود.

 

110ـ كدام يك از موارد زير از حيث صلاحيت محاكم، در حكم مال غير منقول است؟

الف)ميوة درختان باغ ميوه پس از چيده شدن و قبل از نقل به خارج باغ.

ب)تراكتوري كه مالك آن را براي امر زراعت تخصيص داده باشد.

ج)مصالحي كه براي استفاده در ساخت بنا تهيه شده باشند.

د)موارد ب و ج صحيحند.

 

111ـ دعاوي راجع به اجرت المثل املاك غير منقول و مال الاجارة عين مستاجره از حيث صلاحيت محاكم در حكم كدام اموال محسوب مي شوند؟

الف)غير منقول ـ منقول

ب)غير منقول ـ غير منقول

ج)منقول ـ غير منقول

د)منقول ـ منقول

 

112ـ كدام يك از اموال زير، منقول محسوب مي شوند؟

الف)كشتي هاي بزرگ

ب)حق تاليف

ج)سهام بي نام شركتها

د)هر سه مورد

 

113ـ در فرضي كه شخصي، نهال متعلق به شخص ديگر را در ملك خود بكارد و نيز در فرضي كه شخصي، نهال متعلق به خود را در ملك شخص ديگر، بدون اذن مالك بكارد، محصول از آن چه كسي است؟

الف)مالك نهال ـ مالك زمين

ب)مالك نهال ـ مالك نهال

ج)مالك زمين ـ مالك زمين

د)مالك زمين ـ مالك نهال

 

114ـ مادة 35 قانون مدني مقرر مي دارد:« تصرف بعنوان مالكيت دليل مالكيت است مگر اينكه خلاف آن ثابت شود.»؛ كدام گزينه دربارة اين ماده نادرست است؟

الف)منظور از دليل در اين ماده، اماره است.

ب)تصرف قيم و وكيل از طرف اصيل مشمول اين ماده نمي شود.

ج)تصرف مستاجر در حكم تصرف موجر است.

د)در تعارض بين تصرف كنوني و تصرف سابق، تصرف كنوني مقدم است.

 

115ـ اگر حق انتفاع، به مدت عمر منتفع باشد، فوت مالك چه تاثيري در آن دارد؟

الف)به موت مالك، حق انتفاع در هرحال زايل مي شود.

ب)وارثان مالك نمي توانند مزاحم صاحب حق شوند.

ج)فوت مالك اثري در حق انتفاع ندارد.

د)موارد ب و ج صحيحند.

 

116ـ كدام گزينه به ترتيب در مورد عمري و رقبي صحيح است؟

الف)مي تواند به مدت عمر مالك برقرار شود. ـ مي تواند به مدت عمر منتفع برقرار شود.

ب)مي تواند به مدت عمر شخص ثالث برقرار شود. ـ مدت انتفاع بايد معين باشد.

ج)مدت انتفاع بايد معين باشد. ـ مي تواند به مدت عمر منتفع برقرار شود.

د)مي تواند به مدت عمر شخص ثالث برقرار شود. ـ مي تواند به مدت عمر مالك برقرار شود.

 

117ـ كدام گزينه صحيح است؟

الف)حق سكني مي تواند به طريق عمري يا رقبي برقرار شود.

ب)حق عمري مي تواند به طريق سكني يا رقبي برقرار شود.

ج)حق رقبي مي تواند به طريق سكني يا عمري برقرار شود.

د)هيچكدام

 

118ـ حبس مطلق چيست و مدت آن چقدر است؟

الف)حق انتفاعي است كه مالك در آن مدتي معين نكرده باشد. ـ تا فوت منتفع

ب)حق انتفاع از اموال غير منقول را گويند. ـ تا فوت منتفع

ج) حق انتفاعي است كه مالك در آن مدتي معين نكرده باشد. ـ تا فوت مالك

د) حق انتفاع از اموال غير منقول را گويند. ـ تا فوت مالك

 

119ـ كدام گزينه نادرست است؟

الف)اصولا مخارج لازم براي نگهداري مالي كه موضوع انتفاع است به عهدة منتفع است.

ب)هزينه هاي لازم براي انتفاع يا كمال بهره برداري به عهدة منتفع است.

ج)در حبس، قبض شرط صحت است.

د)حق انتفاع را فقط دربارة شخصي مي توان برقرار كرد كه حين ايجاد حق، موجود باشد.

 

120ـ در كدام يك از موارد زير، حق انتفاع زايل مي شود؟

الف)در صورت تلف مال موضوع انتفاع و انتقال ملك از مالك به منتفع

ب)درصورت انقضاء مدت انتفاع و انتقال حق انتفاع منتفع به مالك

ج)درصورت انقضاء مدت انتفاع و تلف مال موضوع انتفاع

د)هر سه مورد

    

121ـ اگر مالك عين موضوع حق انتفاع، مالكيت عين را به شخص ديگري انتقال دهد اين امر چه تاثيري بر حق انتفاع دارد؟ انتقال گيرندة جاهل به وجود حق انتفاع چه حقي دارد؟

الف)موجب بطلان حق انتفاع است. ـ حق درخواست خلع يد از مال خود

ب)موجب بطلان حق انتفاع است. ـ حق فسخ معامله

ج)تاثيري ندارد. ـ حق فسخ معامله

د)تاثيري ندارد. ـ حق درخواست خلع يد از مال خود

 

122ـ كدام گزينه نادرست است؟

الف)اصولا اثر قانون، نسبت به آتيه است.

ب)انتشار قوانين بايد در روزنامة رسمي به عمل آيد.

ج)قوانين پانزده روز پس از تصويب در سراسر كشور لازم الاجراء است.

د)هيچكدام

 

حقوق مدنی تست پنجم

آیین دادرسی مدنی تست دوم

آيين دادرسي مدني(تامين دليل و اظهارنامه)

 

30ـ مقصود از تامين دليل چيست؟

الف)توقيف و اخذ دليل

ب)كشف دليل

ج)ملاحظه و صورت برداري از دليل

د)احضار يا ارائة دليل به دادگاه

 

31ـ زمان درخواست تامين دليل كدام است؟

الف)تا پايان اولين جلسة دادرسي

ب)قبل از رسيدگي به ضميمة دادخواست راجع به اصل دعوا

ج)قبل از اقامة دعوا يا در هر يك از جلسات دادرسي

د)پس از صدور حكم مبني بر محكوميت طرف

 

32ـ درخواست تامين دليل به كدام دادگاه ارائه مي گردد؟

الف)دادگاهي كه در حال رسيدگي به دعواي اصلي است.

ب)دادگاهي كه دليل مورد درخواست تامين در محدودة آن دادگاه واقع است.

ج)دادگاه محل اقامت خوانده.

د)دادگاهي كه صالح به رسيدگي نسبت به دعواي اصلي است.

 

33ـ در مورد درخواست تامين كدام گزينه نادرست است؟

الف)درخواست دهنده بايد ذي نفع باشد.

ب) در درخواست تامين، در هر صورت بايد طرف مقابل تعيين شود.

ج)درخواست تامين دليل به صورت شفاهي ممكن است.

د)هر دوي خواهان و خوانده مي توانند درخواست تامين دليل بنمايند.

 

34ـ اگر موضوع تامين دليل در حوزة دادگاههاي متعددي قرار داشته باشد ....

الف)درخواست تامين صرفا به دادگاهي ارائه مي گردد كه به اصل دعوا رسيدگي مي كند.

ب)درخواست تامين هر قسمت، بايد به دادگاهي ارائه گردد كه هر بخش از دليل در حوزة آن واقع است.

ج)درخواست تامين دلايلي كه در كل حوزه هاي متعدد واقعند تنها به يكي از آن حوزه ها ارائه مي گردد.

د)موارد الف و ب صحيح است.

 

35ـ شرط ارائة اظهارنامه به طرف مقابل چيست؟

الف)ضمن تقديم دادخواست ارائه گردد.

ب)قبلا اقامه دعوا نشده باشد.

ج)موعد مطالبه رسيده باشد.

د)موارد الف و ج صحيح است.

 

36ـ چه شخص يا نهادي مي تواند اظهارنامه رسمي را ابلاغ كند؟

الف)خود شخص ارائه دهندة اظهارنامه

ب)فقط دفاتر دادگاهها

ج)فقط ادارة ثبت اسناد و املاك

د)دفاتر دادگاهها يا ادارة ثبت اسناد و املاك

 

آيين دادرسي مدني: دعاوي تصرف

 

37ـ در دعاوي تصرف، دادگاه سعي در اثبات چه مواردي دارد؟

الف)سبق مالكيت خواهان، لحوق تصرف خوانده و عدواني بودن تصرف خوانده

ب)سبق تصرف خواهان، لحوق تصرف خوانده و عدواني بودن تصرف خوانده

ج)مالكيت خواهان، تصرف خوانده و عدم رضايت خواهان به تصرف او

د)سبق مالكيت خواهان، لحوق مالكيت خوانده و عدواني بودن تصرف خوانده

 

38ـ متصرفي كه در دعواي رفع تصرف عدواني محكوم به بازگرداندن تصرف به خواهان شده اگر در مدت تصرف، در ملك ايجاد بنا كرده يا اشجاري غرص كرده است براي جلوگيري از قلع بنا يا اشجار چه اقدامي مي تواند بكند؟

الف)بايد ظرف مدت يك ماه از تاريخ اجراي حكم رفع تصرف، دعواي مالكيت ارائه دهد.

ب)بايد ظرف مهلت بيست روز درخواست تجديدنظر نسبت به راي نمايد.

ج)بايد فورا شكايت كيفري ارائه دهد.

د)موارد الف و ب صحيح است.

 

39ـ اگر حكم رفع تصرف عدواني بطور غيابي صادر شود و خوانده در مهلت قانوني اقامة واخواهي كند و در نهايت محكوم گردد، اجراي حكم بدوي، قبل و بعد از واخواهي و بعد از محكوميت واخواه چه وضعي دارد؟

الف)حكم دادگاه تا روشن شدن نتيجة واخواهي اجرا نمي شود و درصورت محكوميت واخواه، حكم اجرا خواهد شد.

ب)حكم دادگاه تا پايان مهلت واخواهي اجرا نمي شود ولي بعد از آن اجرا مي شود حتي اگر واخواهي صورت پذيرد.

ج)حكم دادگاه در هر حال پس از ابلاغ اجرا مي شود حتي اگر غيابي باشد.

د)حكم دادگاه پس از اتمام مهلت واخواهي و سپس تجديدنظر، اجرا مي شود.

 

40ـ اگر حكم تصرف عدواني بصورت غيابي صادر شود و واخواهي صورت نپذيرد در چه صورتي حكم اجرا مي گردد؟

الف)اگر حكم ، به محكوم عليه غيابي بطور واقعي ابلاغ شود، پس از اتمام مهلت واخواهي، حكم اجرا مي گردد.

ب)اگر حكم به محكوم عليه غيابي بطور واقعي ابلاغ شود، پس از اتمام مهلت واخواهي و تجديدنظر اجرا مي شود.

ج)اگر حكمف به محكوم عليه غيابي بطور قانوني ابلاغ شود، حتي پس از اتمام مهلت واخواهي نيز، امكان اجراي حكم نخواهد بود.

د)در هر حال حكم پس از ابلاغ واقعي يا قانوني به محكوم عليه غيابي اجرا خواهد شد.

 

41ـ مالكي ملك خود را براي مدتي به سرايدار خود سپرده است؛ پس از مطالبة ملك از سوي مالك، سرايدار از پس دادن آن استنكاف مي كند؛ آيا مالك مي تواند بر عليه سرايدار، دعوي رفع تصرف عدواني ارائه دهد؟ اگر مي تواند چگونه و اگر نمي تواند چرا؟

الف)به هيچ وجه نمي تواند زيرا تصرف سرايدار، به اذن مالك بوده و عدواني نيست.

ب)مي تواند؛ با اثبات عدواني بودن تصرف سرايدار.

ج)مي تواند؛ با مطالبة ملك از سرايدار توسط اظهارنامه؛ كه اگر سرايدار پس از انقضاء ده روز از تاريخ ابلاغ اظهارنامه، ملك را پس ندهد مالك مي تواند عليه او دعوي رفع تصرف عدواني اقامه كند.

د) مي تواند؛ در صورتي كه مالكيت خود را اثبات كند.

 

42ـ تفاوت دعاوي ممانعت از حق و مزاحمت در چيست؟

الف)در دعواي ممانعت از حق، خواهان مالك است ولي در دعواي مزاحمت مالك نيست.

ب)در دعواي ممانعت از حق، عمل فاعل بطور كلي مانع استفادة خواهان از حقش مي شود ولي در دعواي مزاحمت بطور جزئي.

ج)در دعواي ممانعت از حق، اثبات تصرف قبلي خواهان لازم است ولي در دعواي مزاحمت خير.

د)دعواي مزاحمت از دعاوي تصرف است ولي دعواي ممانعت از حق از دعاوي مالكيت است.

 

43ـ محمد مالك زمين است و رضا متصرف زمين؛ اگر محمد ملك خود را بدون رضايت رضا از تصرف وي خارج كند، آيا رضا مي تواند بر عليه محمد دعوي رفع تصرف عدواني اقامه كند؟ چرا؟

الف)خير نمي تواند؛ زيرا تصرف ملك از سوي مالك نمي تواند وصف عدواني پيدا كند.

ب)خير نمي تواند؛ زيرا محمد سند مالكيت دارد كه دليل است و تنها دليل رضا تصرف است كه اماره محسوب شده و تاب مقاومت در برابر دليل را ندارد.

ج)بله مي تواند؛ چون سابقا متصرف بوده گرچه مالك نباشد و تصرف لاحق محمد نيز عدواني است گرچه مالك باشد.

د)بله مي تواند؛ چون محمد به اذن خود ملك را در اختيار رضا قرار داده بود.

 

44ـ در دعواي رفع تصرف عدواني، عدواني بودن بايد ثابت شود؛ اثبات عدواني بودن يا نبودن تصرف به عهدة كيست؟

الف)خواهان بايد عدواني بودن را ثابت كند چون مدعي است.

ب)خوانده بايد عدم عدوان را ثابت كند زيرا كه ظاهر، نشانگر اين است كه تصرف، عدواني است.

ج)اثبات عدواني بودن تصرف از سوي خواهان لازم نيست؛ چراكه با اثبات سبق تصرف خواهان و لحوق تصرف خوانده لزومي بر اثبات عدواني بودن تصرف بوسيلة خواهان نيست.

د)موارد ب و ج درست است.

 

45ـ كدام گزينه بيانگر صلاحيت ذاتي و محلي دادگاه صالح به رسيدگي در دعاوي تصرف است؟

الف)دعاوي تصرف، بايد در دادگاه عمومي محل اقامت خوانده اقامه گردند.

ب)دعاوي تصرف بايد در دادگاه عمومي محل وقوع مال غير منقول اقامه گردند.

ج)دعاوي تصرف بايد در دادگاه حقوقي مركز استان اقامه گردند.

د)موارد الف و ج صحيحند.

 

46ـ كدام گزينه نادرست است؟

الف)به دعاوي تصرف، بدون رعايت تشريفات آيين دادرسي رسيدگي مي گردد.

ب)دعاوي تصرف، خارج از نوبت مورد رسيدگي قرار مي گيرند.

ج)هزينة دعاوي تصرف، هزينة دعاوي غير مالي است.

د)هيچكدام.

 

47ـ كسي كه راجع به مالكيت اقامة دعوا مي كند آيا مي تواند دعواي تصرف اقامه كند؟

الف)نمي تواند ضمن دادخواست راجع به مالكيت، طرح دعواي تصرف كند ولي پس از محكوميت در آن دعوا مي تواند طرح دعواي تصرف كند.

ب)نه ضمن دادخواست و نه پس از طرح دعواي مالكيت نمي تواند دعواي تصرف اقامه كند.

ج)فقط ضمن دادخواست نسبت به مالكيت مي تواند طرح دعواي تصرف نيز بكند.

د) نمي تواند ضمن دادخواست مالكيت طرح دعواي تصرف كند ولي پس از پيروزي در آن، مي تواند.

 

48ـ كدام گزينه صحيح است؟

الف)خواندة دعواي مالكيت از طرح دعواي رفع تصرف يا ممانعت از حق ممنوع است.

ب)كسي كه دعواي تصرف اقامه كرده است از طرح دعواي مالكيت ممنوع است.

ج)اگر كسي برعليه شخصي دعواي مالكيت اقامه كند، از طرح دعواي تصرف بر عليه شخص ثالث ممنوع است.

د)موضوع و سبب دعواي مالكيت با دعواي تصرف، متفاوت است.

 

49ـ تكليف تاسيساتي كه بدون ايجاد خرابي به خود يا محل آنها قابل انتقال مي باشد در موقع اجراي حكم مبني بر رفع تصرف چيست؟

الف)اينگونه تاسيسات همانند ابنيه و اشجارتا مدت يك ماه پس از اجراي حكم رفع تصرف عدواني در ملك، باقي مي مانند.

ب)اينگونه تاسيسات همزمان با اجراي حكم برچيده شده و به متصرف عدواني تحويل مي گردند.

ج)اينگونه تاسيسات به درخواست محكوم له، از بين برده مي شوند.

د)اينگونه تاسيسات همانند ابنيه و اشجارتا معلوم شدن تكليف تجديدنظرخواهي در ملك باقي مي مانند.

 

 

آيين دادرسي مدني ـ سازش

 

50ـ در مورد سازش در دعاوي كدام گزينه نادرست است؟

الف)سازش، هم در مرحله بدوي ممكن است و هم در مرحله تجديدنظر.

ب)سازش، هم پيش از صدور راي ممكن است و هم پس از صدور آن.

ج)سازش در دادگاه هم مي تواند شامل دعواي مطروحه باشد و هم شامل امور ديگر.

د)سازش هم در دادگاهي كه به دعوا رسيدگي مي كند قابل طرح است و هم در دادگاه ديگر.

 

51ـ آيا دوطرفي كه اكنون دعوايي ميان آن دو در دادگاه مطرح است مي توانند خارج از دادگاه سازش كنند؟

 الف)خير مگر با اجازة دادگاه

ب)خير، مطلقا نمي توانند.

ج)بله فقط به شرط سازش در دفتر اسناد رسمي

د)بله

 

52ـ اگر سازش در دفتر اسناد رسمي صورت پذيرد ....

 الف)با ارائة سازش نامه، دادگاه به رسيدگي خاتمه مي دهد.

ب)براي اعتبار سازش نامه در دادگاه، طرفين بايد در دادگاه حاضر شده و نسبت به مفاد آن اقرار كنند.

ج)سازش نامه ارزش سند عادي را دارد مگر اينكه از طرف دادگاه تاييد شود.

د)موارد الف و ب صحيح است.

 

53ـ اگر در موقع اجراي قرار تامين، دوطرف بخواهند سازش كنند تنظيم سازش نامه توسط قاضي مجري قرار تا چه زماني امكانپذير است؟ خصوصيت اين سازش نامه چيست؟

الف)تا زماني كه قاضي مجري قرار شروع به اجرا نكرده باشد. ـ سازش نامة عادي محسوب مي شود.

ب)تا زماني كه قاضي مجري قرار، شروع به اجرا نكرده باشد. ـ در حكم سازش به عمل آمده در دادگاه است.

ج)تا زماني كه اجراي قرار، پايان نيافته باشد. ـ سازش نامة عادي محسوب مي شود.

د)تا زماني كه اجراي قرار، پايان نياغته باشد. ـ در حكم سازش به عمل آمده در دادگاه است.

 

54ـ در سازش به موجب سند عادي در صورتي كه طرفين براي اقرار نسبت به مفاد آن در دادگاه حاضر نشوند تكليف دادگاه چيست؛ و اگر عدم حضور با عذر موجه باشد چطور؟

الف)دادگاه بدون توجه به مندرجات سازش نامه دادرسي را ادامه مي دهد. ـ جلسه تجديد مي شود.

ب)دادگاه حكم به ابطال سازش نامه عادي صادر مي كند. ـ جلسه تجديد مي شود.

ج)دادگاه بدون توجه به مندرجات سازش نامه دادرسي را ادامه مي دهد؛ چه عدم حضور طرفين با عذر موجه باشد يا بدون عذر موجه.

د)دادگاه حكم به ابطال سازش نامه عادي صادر مي كند؛ چه عدم حضور طرفين با عذر موجه باشد يا بدون عذر موجه.

 

55ـ اقراري كه در مورد ترتيب اثر به سازش نامة عادي لازم است چه خصوصيتي دارد؟

الف)بايد در دادگاه به عمل آيد.

ب)بايد شفاهي باشد.

ج)اقرار يكي از طرفين در مورد طرف ديگر نيز مؤثر است.

د)موارد الف و ب صحيحند.

 

56ـ در سازش بوسيلة داوري، مهلت اجراي صلح نامه چقدر است و در صورت عدم اجرا در مهلت مقرر چه اقدامي براي ذي نفع ممكن است؟

الف)20روز ـ ذي نفع مي تواند اجبار متعهد را براي اجراي صلح نامه از داور يا داوران تقاضا كند.

ب)20روز ـ ذي نفع مي تواند اجراي صلح نامه را از دادگاهي كه صلاحيت رسيدگي به اصل دعوا را دارد درخواست كند.

ج)يك ماه ـ ذي نفع مي تواند اجراي صلح نامه را از دادگاهي كه صلاحيت رسيدگي به اصل دعوا را دارد درخواست كند. 

د)يك ماه ـ ذي نفع مي تواند اجراي صلح نامه را از دادگاهي كه دعوا را به داوري ارجاع كرده درخواست كند.

 

57ـ كدام گزينه نادرست است؟

الف)درخواست سازش، اقرار محسوب نمي شود.

ب)اگر يكي از طرفين با هدف رسيدن به سازش خود را متعهد به امري كند ولي سازش به نتيجه نرسد ملزم به اجراي آن تعهد نيست.

ج)اگر يكي از طرفين با هدف رسيدن به سازش درخواست تمليك مالي را از طرف مقابل كند اين درخواست درصورتي اقرار محسوب مي شود كه مذاكرات به سازش منتهي شود.

د)هيچيك از طرفين نمي تواند سازش نامه را فسخ كند مگر درصورت تخلف شرط يا اشتراط خيار.

 

58ـ آيا گزارش اصلاحي، قابل تجديدنظر ، فرجام، اعادة دادرسي يا اعتراض ثالث مي باشد؟

الف)فقط قابل تجديدنظر و اعتراض ثالث است.

ب)فقط قابل تجديدنظر و فرجام است.

ج)قابل تجديدنظر، اعتراض ثالث و اعادة دادرسي است ولي قابل فرجام نيست.

د)نه قابل تجديدنظر است و نه فرجام و اعادة دادرسي و اعتراض ثالث.

 

59ـ اگر دعوايي كه قبلا به سازش خاتمه يافته است، دوباره طرح شود ....

الف)دادگاه بدون توجه به سازش قبلي، به موضوع رسيدگي مي كند.

ب)با ارائة سازش نامة رسمي يا گزارش اصلاحي از سوي خوانده، دادگاه حكم به بي حقي خواهان، صادر مي كند.

ج)دادگاه لزوما دعوا را به داوري ارجاع مي كند.

د)قرار ابطال دادخواست صادر مي شود.

 

60ـ آيا حكم به جبران خسارت در سازش ممكن است يا نه؟

الف)خير مطلقا ممكن نيست.

ب)فقط در صورتي ممكن است كه در ضمن سازش تعيين شود.

ج)مي توان نسبت به دعوايي كه به سازش خاتمه يافته است ادعاي جبران خسارت كرد.

د)حكم به جبران خسارت در سازش فقط به حكم دادگاه تنظيم كنندة گزارش اصلاحي ممكن است.

 آیین دادرسی مدنی - تست سوم

حقوق مدنی تست دوم

سؤالات مدني8(شفعه)

 

29ـ اگر يكي از دو شريك ملك مشاع، سهم خودر ا مهر همسر خود قرار دهد يا ثمن معامله اي قرار دهد كه با ديگري انجام داده است، شريك ديگر حق اعمال شفعه پيدا مي كند؟

الف)خير ـ خير   ب)خير ـ بله        ج)بله ـ بله                 د)بله ـ خير

 

30ـ كداميك از گزينه هاي زير نادرست است؟

الف)حق شفعه قابل انتقال به ارث است.

ب)حق شفعه قابل نقل نيست.

ج)هبة سهم از سوي شريك به ديگري حق شفعه براي شريك ديگر ايجاد نمي كند.

د)اگر يكي از شركا فقط بخشي از سهم خود را به شخص ديگر بفروشد شريك ديگر حق شفعه ندارد.

 

31ـ در صورتي كه يك ملك بطور مشاع، مشترك ميان دو شركت تجاري باشد كه هركدام داراي سهامداران يا شركاي متعدد هستند و يكي از دو شركت سهم خود را به شخص ديگري بفروشد آيا شركت ديگر حق شفعه دارد؟ درصورتي كه به جاي يكي از دو شركت، وقف با موقوف عليهم متعدد باشد و سهم وقف فروخته شود چطور؟

الف)در هر دو مورد شركت، حق شفعه دارد.

ب)در هيچيك از دو مورد، شركت حق شفعه ندارد.

ج)در مورد اول شركت حق شفع دارد ولي در دومي نه.

د)در مورد اول شركت حق شفعه ندارد ولي در دومي دارد.

 

32ـ  علي و احمد در يك ملك بصورت مشاعي شريك هستند. علي سهم خود را به محمد و قادر مي فروشد. آيا احمد مي تواند فقط نسبت  به سهم قادر اعمال شفعه كند؟

الف)خير، شفيع بايد نسبت به كل سهم شريك قبلي خود اعمال شفعه كند.

ب)خير، زيرا در اينصورت تعداد شركا بيش از دو نفر مي شود.

ج)بله، در صورتي كه معامله، قابل تفكيك و تبعيض باشد.

د)بله، حتي اگر معامله، قابل تفكيك و تبعيض نباشد.

 

33ـ در مورد حق شفعه اگر يكي از دو شريك، سهم خود را به همراه يك مال منقول به شخص ثالثي بفروشد ....

الف)شريك ديگر مي تواند نسبت به كل معامله اعمال شفعه كند.

ب)شريك ديگر حق اعمال شفعه پيدا نمي كند.

ج)شريك ديگر مي تواند نسبت به بخشي از معامله كه مربوط به ملك مشاع است اعمال شفعه كند.

د)اعمال شفعه فقط درصورتي محقق مي شود كه خريدار رضايت داشته باشد.

 

34ـ تكليف منافع متصل و منفصل در فاصلة بين وقوع عقد و اعمال شفعه چيست؟

الف)منافع متصل و منفصل، هر دو به خريدار تعلق دارد.

ب)منافع متصل و منفصل، هر دو به شفيع تعلق دارد.

ج)منافع متصل از آن شفيع و منافع منفصل از آن خريدار است.

د)منافع متصل از آن خريدار و منافع منفصل از ان شفيع است.

 

35ـ كداميك از گزينه هاي زير نادرست است؟

الف)حق شفعه فوري است و اگر به دليل جهل به وجود حق شفعه به تاخير افتد ساقط مي شود.

ب)حق شفعه فوري است اما اگر به دليل جهل به فوري بودن آن اعمال حق به تاخير افتد ساقط نمي شود.

ج)اگر فرزند شفيع در زمان اطلاع يافتن وي از فروش سهم شريكش فوت كند تاخير وي در اعمال حق شفعه موجب سقوط حق نمي شود.

د)اشتباه در ميزان ثمن وكيفيت معامله اگر اساسي و سبب انصراف شفيع از حق شده باشد موجب سقوط حق شفعه نمي شود.

 

36ـ اگر مالي را كه شفيع براي اعمال شفعه به عنوان ثمن به خريدار پرداخته، بعدها معلوم شود كه مال ديگري بوده ....

الف)صرفا اگر معلوم شود كه شفيع با علم و قصد، اين كار را كرده حق وي ساقط مي شود.

ب)اگر معلوم شود كه شفيع با فرض اينكه مال خودش است اين كار را كرده حق وي ساقط نمي شود.

ج)حق وي ساقط مي شود چه علم و قصد داشته باشد و چه نداشته باشد.

د)موارد الف و ب صحيح است.

 

 

37ـ اگر ملك دو نفر صرفا در ممر يا مجرا مشترك باشد و يكي از آنها ملك خود را بفروشد ....

الف)ديگري حق شفعه دارد اگرچه شريك، ملك خود را با ممر يا مجرا نفروخته باشد.

ب)ديگري فقط در صورتي حق شفعه دارد كه در خود ملك، مشاعا شريك باشد.

ج)اگر شريك، ملك خود را با ممر يا مجرا بفروشد ديگري حق شفعه دارد.

د)ديگري حق شفعه ندارد.

 

38ـ هرگاه يك يا چند نفر از وراث شفيع، حق خود را ساقط كنند بقية وراث ....

الف)حق اعمال شفعه را ندارند مگر در صورت رضايت وراثي كه اعمال شفعه نمي كنند.

ب)نسبت به سهم خود مي توانند حق شفعه را اعمال كنند.

ج)يا بايد از اعمال حق شفعه صرفنظر كنند و يا آنرا نسبت به تمام مبيع اجرا كنند.

د)مطلقا حق اعمال شفعه ندارند.

 

39ـ كداميك از گزينه هاي زير صحيح است؟

الف)شفيع براي اعمال شفعه ابتدا بايد ثمن را در اختيار خريدار قرار دهد.

ب)خياري بودن بيع شريك با خريدار، مانع بوجود آمدن حق شفعه مي شود.

ج)اگر خريدار مورد معامله را به شخص ديگري هبه كند حق شفعه براي شفيع بوجود نمي آيد.

د)اگر حصه يكي از دو شريك، وقف باشد متولي حق شفعه دارد.

 

 

حقوق مدني خانواده(نكاح)

 

40ـ در مورد هداياي دورة نامزدي كدام مورد نادست است؟

الف)اگر يكي از نامزدها وصلت منظور را بدون علت موجهي به هم بزند بايد هداياي دوره نامزدي را باز گرداند.

ب)وعده از دواج ايجاد علقه زوجيت نمي كند ولو اينكه تمام مهريه پرداخت شده باشد.

ج)در صورت به هم خوردن نامزدي اگر عين هدايايي كه عادتا نگاه داشته مي شوند توسط يكي از طرفين بدون تقصير تلف شده باشد وي ضامن مثل يا قيمت آن است.

د)اگر نامزدي به دليل فوت يكي از دو طرف به هم بخورد صرفا استرداد هدايا در صورتي ممكن است كه عادتا نگاه داشته مي شوند و عين آنها هم موجود باشد.

 

41ـ اگر زن، كودكي را شير دهد و پس از مرگ شوهرش با مرد ديگري ازدواج كرده و كودك ديگري را نيز شير دهد آيا اين دو كودك مي توانند در آينده باهم ازدواج كنند؛ در صورتي كه مردي دو زن داشته باشد و هر كدام از آندو به كودكي شير دهند آيا آين دو كودك مي توانند با هم ازدواج كنند؟

الف)بله ـ بله     ب)بله ـ خير       ج)خير ـ خير                       د)خير ـ بله

 

42ـ نكاح مرد با كداميك از گزينه هاي زير در هر حال، ممنوع است؟

الف)دختر زن سابق   ب)زني كه سابقا زن پسرش بوده است     ج)خواهر زن     د)خالة زن

 

43ـ  حكم موردي كه مرد، زني را كه در عدة طلاق رجعي است با علم به حرمت و عده تزويج مي كند و موردي كه مرد زني را كه در عده وفات است با علم به عده و حرمت تزويج مي كند چيست؟

الف)بطلان و حرمت ابدي ـ بطلان و حرمت موقت   ب)بطلان و حرمت ابدي ـ بطلان و حرمت ابدي             ج)بطلان و حرمت موقت ـ عدم نفوذ و حرمت موقت    د)بطلان و حرمت ابدي ـ صحيح و عدم حرمت

 

44ـ كدام گزينه نادرست است؟

الف)تفريقي كه با لعان حاصل مي شود موجب حرمت ابدي است.

ب)عقد در حال احرام در صورت علم به حرمت، موجب حرمت ابدي مي شود.

ج)ازدواج با دختر برادر زني كه در عدة طلاق رجعي است موكول به اجازة زن است.

د)ازدواج با دختر خواهر زن سابق موكول به اجازة زن است.

 

45ـ حكم تعليق در عقد دائم و شرط خيار فسخ نسبت به مهر در عقد موقت به ترتيب چيست؟

الف)بطلان ـ عدم تاثير  ب)عدم تاثير ـ عدم تاثير    ج)بطلان ـ بطلان  د)عدم تاثير ـ بطلان

 

46ـ كدام گزينه در مورد وكالت در نكاح صحيح است؟

الف)وكيل فقط در صورتي مي تواند موكله را به نكاح خود درآورد كه اين اذن صريحا به او داده شده باشد.

ب)اگر وكيل ازآنچه كه موكل راجع به مهر، معين كرده تخلف كند، عقد باطل است.

ج) اگر وكيل ازآنچه كه موكل راجع به شخص، معين كرده تخلف كندعقد باطل است.

د)موارد الف و ج صحيح است.

 

47ـ اگر در عقد نكاح شرط شود كه در صورت عدم تاديه مهر در مدت معين، نكاح باطل خواهد بود ....

الف)نكاح، صحيح بوده ولي شرط و مهر، باطل است.

ب)نكاح و مهر و شرط هر سه باطل است.

ج)نكاح و مهر و شرط هر سه صحيح است.

د)نكاح و مهر، صحيح ولي شرط، باطل است.

 

48ـ اگر براي دادن مهر، مهلت معيني تعيين شده باشد قبل و بعد از اتمام مهلت در صورت جمع شرايط حق حبس، آيا زن حق حبس دارد؟

الف)بله ـ بله                ب)بله ـ خير                  ج)خير ـ بله                  د)خير ـ خير   

 

49ـ اگر در نكاح دائم مهر ذكر نشده يا عدم مهر شرط شده باشد و يكي از زوجين قبل از تعيين مهر و نزديكي بميرد ....

الف)زن مستحق هيچگونه مهري نيست.

ب)زن مستحق نصف مهر المثل است.

ج)زن مستحق نصف مهر المتعه است.

د)زن مستحق كل مهر المثل است.

 

50ـ ملاك تعيين مهر المتعه و مهر المثل به ترتيب چيست؟

الف)ملاك هر دو، وضعيت زن از حيث شرافت خانوادگي و ساير صفات او است.

ب)ملاك هر دو، وضعيت مرد از حيث غنا و فقر است.

ج)وضعيت زن ـ وضعيت مرد

د)وضعيت مرد ـ وضعيت زن

 

51ـ  درصورتي كه مهرالمسمي مجهول باشد يا ماليت نداشته باشد يا ملك غير باشد ....

الف)زن در صورت اول و دوم، مستحق مثل يا قيمت مهر المسمي است.

ب)زن در صورت دوم و سوم، مستحق مثل يا قيمت مهر المسمي است.

ج)زن در صورت اول و دوم، مستحق مهر المثل است.

د)زن در هر سه صورت مستحق مهر المثل است.

 

52ـ كدام گزينه در مورد نفقة زن در زمان عده، نادرست است؟

الف)در عدة فسخ نكاح، زن مستحق نفقه است.

ب)در عدة طلاق بائن، زن مستحق نفقه نيست.

ج)در عدة وفات، زن حق نفقه ندارد.

د)نفقه مطلقه رجعيه در زمان عده بر عهده شوهر است.

 

53ـ اگر بعد از نكاح، رضاع يا زنايي كه با جمع شرايط، مانع نكاح محسوب مي شود واقع شود ....

الف)هيچيك، مبطل نكاح سابق نيستند.

ب)هر دو موجب بطلان نكاح سابق مي شوند.

ج)رضاع، موجب بطلان نكاح سابق است ولي زنا، خير.

د)زنا، موجب بطلان نكاح سابق است ولي رضاع، خير.

 

54ـ در صورتي كه مهر تعيين شده باشد و مرد بعد از عقد و قبل از نزديكي، فوت كند ....

الف)زن مستحق نصف مهر المسمي است.

ب)زن مستحق تمام مهر المسمي است.

ج)زن مستحق چيزي نيست.

د)زن مستحق نصف مهرالمثل است.

 

حقوق مدني(وصيت)

 

55ـ اگر موصي له، قبل از فوت موصي، وصيت را قبول كند آيا مي تواند پس از فوت موصي رد كند؛ و اگر مدتي پس از قبول، آنرا رد كند آيا پس از فوت موصي حق دارد آنرا دوباره قبول كند؟

الف)بله ـ بله

ب)بله ـ خير

ج)خير ـ خير

د)خير ـ بله

 

56ـ شخصي 30ميليون تومان از موجودي حساب بانكي خود را به نفع شخصي ديگر وصيت كرده است؛ بفرماييد اين وصيت چه نوع وصيتي است و آيا موصي له حق دارد وصيت را فقط نسبت به 20ميليون تومان قبول كند؟

الف)تمليكي ـ بله مي تواند.

ب)تمليكي ـ خير يا بايد همه را قبول كند يا همه را رد كند.

ج)عهدي ـ بله مي تواند.

د)عهدي ـ خير يا بايد همه را قبول كند يا همه را رد كند.

 

57ـ موصي له در چه حالتي نمي تواند وصيت را رد كند؟

الف)در صورتي كه در زمان حيات موصي آنرا قبول كرده و تا فوت موصي آن را رد نكرده باشد.

ب)در صورتي كه قبل از فوت موصي، وصيت را قبول و موصي به را قبض كرده باشد.

ج)در صورتي كه بعد از فوت موصي، وصيت را قبول و موصي به را قبض كند.

د)در صورتي كه بعد از فوت موصي، وصيت را صرفا قبول كرده باشد.

 

58ـ كدام گزينه در مورد وصيت عهدي نادرست است؟

الف)در وصيت عهدي، قبول شرط نيست.

ب)وصي تنها در زمان حيات موصي مي تواند وصايت را رد كند.

ج)وصي پس از فوت موصي حق رد وصايت را ندارد مگر اينكه جاهل بر وصايت بوده باشد.

د)موصي مي تواند پيش  از فوت، شخص ديگري را به وصايت برگزيند گرچه شخص قبلي وصايت را قبول كرده باشد.

 

59ـ وصيت به صرف مال در امر غير مشروع، و وصيت به مال غير چه حكمي دارند؟

الف)باطل ـ باطل

ب)باطل ـ غير نافذ

ج)صحيح ـ باطل

د)باطل ، صحيح در صورت اجازه مالك

 

60ـ وصيت به مالي كه هنوز موجود نشده و وصيت بيش از ثلث تركه چه حكمي دارند؟

الف)باطل ـ باطل

ب)صحيح ـ غير نافذ

ج)صحيح ـ باطل

د)باطل ـ غير نافذ

 

61ـ اگر كل ورثه متوفي، وصيت زائد بر ثلث را تنفيذ كنند و در ميان آنان يك ورشكسته نيز باشد ....

الف)تنفيذ كل ورثه مؤثر نيست زيرا ورشكسته نمي تواند زائد بر ثلث را تنفيذ كند.

ب)تنفيذ كل ورثه مؤثر است زيرا كه ورشكسته نيز حق دارد زائد بر ثلث را تنفيذ كند.

ج)تنفيذ ورشكسته مؤثر نيست ولي ساير ورثه مي توانند به سهم خود زائد بر ثلث را تنفيذ كنند.

د)تنفيذ ورشكسته مؤثر نيست و چون يا بايد همة وراث، كل زياده بر وصيت را تنفيذ كنند يا همگي رد كنند بنابر اين نمي توان بخشي از زياده را نافذ دانست.

 

62ـ كدام گزينه در مورد وصايت نادرست است؟

الف)صغير را مطلقا مي توان وصي قرار داد.

ب)وصي ضامن نيست مگر در صورت تعدي و تفريط.

ج)اگر وصي بر طبق وصاياي موصي رفتار نكند منعزل مي شود.

د)غير از پدر ، جد پدري و قيم، كس ديگري حق ندارد بر صغير، وصي معين كند.

 

حقوق مدنی تست سوم

حقوق مدنی تست سوم

حقوق مدني: خانواده(انحلال نكاح)

 

63ـ جنون هر يك از زوجين به شرط استقرار ....

الف)در صورتي كه مستمر باشد براي طرف مقابل موجب حق فسخ است.

ب)فقط در صورتي كه در حال عقد موجود باشد براي طرف مقابل، موجب حق فسخ است.

ج)اعم از اينكه مستمر يا ادواري باشد،‌ براي طرف مقابل، موجب حق فسخ است.

د)اگر بعد از عقد هم حادث شوند براي طرف مقابل،‌موجب حق فسخ است.

 

64ـ اگر مرد از حق فسخ استفاده كرده و قبل از نزديكي نكاح را فسخ كند تكليف مهرية زن چيست؟

الف)در صورت تعيين مهر، نصف مهر المسمي و در صورت عدم تعيين مهر، نصف مهرالمثل به زن تعلق مي گيرد.

ب)در هر حال، زن مستحق مهريه نيست.

ج)در صورت تعيين مهر، كل مهر المسمي و در صورت عدم تعيين مهر، كل مهرالمثل به زن تعلق مي گيرد.

د)در صورت تعيين مهر، نصف مهر المسمي به زن تعلق مي گيرد و در صورت عدم تعيين مهر، زن مستحق مهريه نيست.

 

65ـ كدام گزينه در مورد خيار فسخ نكاح نادرست است؟

الف)خيار فسخ قابل اسقاط است.

ب)حق فسخ نكاح به موت يكي از طرفين به ورثة او منتقل مي شود.

ج)خيار فسخ فوري است؛ اما اگر به علت جهل به وجود حق فسخ، به تاخير افتد، ساقط نمي شود.

د)خيار فسخ فوري است؛ اما اگر به علت جهل به فوريت آن، به تاخير افتد، ساقط نمي شود.

 

66ـ در طلاق خلع ....

الف)كراهت، تنها از ناحية زن است.

ب)فديه مي تواند بيش از ميزان مهر باشد.

ج)فديه مي تواند كمتر از ميزان مهر باشد.

د)هر سه مورد صحيح است.

 

67ـ در طلاق مبارات، ....

الف)مرد حق رجوع ندارد.

ب)كراهت از ناحية هر دو طرف است.

ج)فديه مي تواند كمتر از ميزان مهر باشد.

د)هر سه مورد صحيح است.

 

68ـ عدة فسخ نكاح در عقد دائم و عقد موقت چقدر است؟

الف)سه طهر ـ دو طهر

ب)سه طهر ـ عده ندارد.

ج)سه ماه ـ دو ماه

د)سه ماه ـ عده ندارد.

 

69ـ در كداميك از موارد زير عدة وفات وجود ندارد؟

الف)در صورت فوت مرد قبل از نزديكي در نكاح دائم

ب) در صورت فوت مرد قبل از نزديكي در نكاح منقطع

ج)در صورت فوت مرد در زمان عدة طلاق رجعي

د)هيچكدام

 

70ـ زني كه شوهر او غايب مفقود الاثر بوده و حاكم او را طلاق داده باشد ....

الف)عده ندارد.

ب)از تاريخ طلاق بايد عدة طلاق نگاه دارد.

ج)از تاريخ طلاق بايد عدة‌ وفات نگاه دارد.

د)بايد تا زمان اذن دادگاه به نكاح، عده نگاه دارد.

 

71ـ در صورتي كه مرد، زن حامله را طلاق دهد و در صورتي كه مرد بميرد عدة زن حامله چقدر است؟

الف)تا موقع وضع حمل ـ مطلقا چهار ماه و ده روز

ب)سه ماه ـ مطلقا تا موقع وضع حمل

ج)تا موقع وضع حمل ـ اگر فاصلة بين فوت مرد و وضع حمل كمتر از ميزان عدة وفات باشد چهار ماه و ده روز.

د)در هر دو مورد اگر زمان وضع حمل بيش از مقدار عدة طلاق يا وفات باشد عدة زن تا وضع حمل است.

 

72ـ بعد از طلاق،‌ اگر مرد در مدتي كه حضانت طفل با او است بميرد و مادر نيز شوهر كرده باشد حضانت به چه كسي مي رسد؟

الف)جد پدري

ب)مادر

ج)وصي منسوب از طرف پدر

د)قيم منسوب از طرف پدر

 

73ـ در صورت خيانت ولي قهري و در صورتي كه ولي قهري بواسطة غيبت يا حبس نتواند به امور مولي عليه رسيدگي كند چگونه عمل مي شود؟

الف)ولي قهري منعزل شده و دادگاه براي ادارة اموال صغير، قيم تعيين مي كند. ـ دادگاه موقتا امين تعيين مي كند.

ب)دادگاه حكم به عزل ولي قهري داده و براي ادارة اموال صغير، امين تعيين مي كند. ـ  دادگاه قيم تعيين مي كند.

ج)در هر دو مورد دادگاه براي ادارة اموال صغير امين تعيين مي كند.

د)در هر دو مورد دادگاه براي ادارة اموال صغير، قيم تعيين مي كند.

 

74ـ كداميك از گزينه هاي زير نادرست است؟

الف)تنها پدر و جد پدري مي توانند تعيين وصي كنند.

ب)اگر هر دوي پدر و جد پدري موجود باشند هيچيك نمي تواند براي مولي عليه، وصي معين كند.

ج)وصي منصوب از طرف پدر يا جد پدري، ولي خاص طفل است.

د)پدر و جد پدري، وصي خاص طفل هستند.

 

75ـ اگر اقارب واجب النفقه متعدد باشند و منفق نتواند نفقة همة آنها را بدهد ....

الف)اقارب در خط عمودي نزولي مقدم بر اقارب در خط عمودي صعودي خواهند بود.

ب)اقارب در خط عمودي صعودي مقدم بر اقارب در خط عمودي نزولي خواهند بود.

ج)اقارب بدون واسطة منفق، مقدم بر ديگران خواهند بود.

د)هيچيك از اقارب بر ديگران مقدم نبوده و منفق به هر كدام در حد توانايي انفاق مي كند.

 

76ـ اگر پدر محجور شود، تكليف ادارة اموال صغير چيست؛ و اگر در اين فرض، پدر قبلا براي صغير، وصي تعيين كرده باشد چطور؟

الف)دادگاه اقدام به ضم امين مي كند. ـ وصي، ادارة اموال صغير را عهده دار مي شود.

ب)دادگاه اقدام به ضم امين مي كند. ـ دادگاه به همراه وصي، قيم نيز تعيين مي كند.

ج) دادستان براي طفل قيم معين مي كند. ـ وصي، ادارة اموال صغير را عهده دار مي شود.

د)دادستان براي طفل قيم معين مي كند. ـ دادگاه اقدام به ضم امين مي كند.

 

حقوق مدني، ضمان عقدي و حواله

 

77ـ كدام گزينه در مورد ضمان عقدي صحيح است؟

الف)در ضمان، رضاي مضمون عنه شرط نيست.

ب)ضامن شدن از ميت، صحيح نيست.

ج)ضمان ديني كه سبب آن ايجاد نشده صحيح است.

د)براي صحت ضمان، شرط است كه ضامن، مالدار باشد.

 

78ـ در مورد حال يا مؤجل بودن دين و ضمان ....

الف)ممكن است ضمان، حال باشد ولي دين اصلي، مؤجل.

ب)ممكن است دين اصلي، حال باشد ولي ضمان، مؤجل.

ج)ضمان مؤجل در صورتي صحيح است كه اصل دين نيز مؤجل باشد.

د)موارد الف و ب صحيح است.

 

79ـ ضمانت يكي از چند دين به نحو ترديد و ضمانت بخش مبهمي از دين كه قابليت تعيين ندارد چه حكمي دارند؛ و اگر كسي بدون علم به مقدار دين، ضامن دين كسي شود، آيا ضمان صحيح است يا نه؟

 الف)باطل ـ باطل ـ بله

ب)غير نافذ ـ باطل ـ بله

ج)غير نافذ ـ باطل ـ خير

د)باطل ـ باطل ـ خير

 

80ـ  اگر ضامن قيد كند كه «اگر مديون نداد من ضامنم» ضمان چه حكمي دارد؛ و اگر ضامن، التزام به تادية دين خود را معلق به عدم تادية مضمون عنه كند چطور؟

الف)باطل است. ـ صحيح است.

ب)صحيح است. ـ باطل است.

ج)در هر دو مورد باطل است.

د)در هر دو مورد صحيح است.

 

81ـ در كدام مورد، فسخ ضمان ممكن است؟

الف)در صورت بودن حق فسخ نسبت به دين مضمون به.

ب)در صورت عدم تمكن ضامن و جهل مضمون له به اين امر در حين عقد ضمان.

ج)در صورت تخلف از مقررات عقد.

د)هر سه مورد.

 

82ـ كدام گزينه نادرست است؟

الف)ضمان مؤجل، به فوت ضامن، حال مي شود.

ب)در ضمان حال، مضمون له در صورتي حق مطالبة طلب خود را دارد كه دين اصلي نيز حال بوده يا اجل آن سپري شده باشد.

ج)ضامن درك مبيع در صورت فسخ بيع به سبب خيار، از ضمان بري مي شود.

د)ضامني كه به قصد تبرع ضمانت كرده باشد حق رجوع به مضمون عنه ندارد.

 

83ـ اگر ضامن دين را تاديه كند و سپس مضمون عنه نيز دوباره آنرا تاديه كند و برعكس، اگر مضمون عنه دين را تاديه كند و سپس ضامن دوباره آنرا تاديه كند ....

الف)ضامن حق رجوع به مضمون عنه را ندارد. ـ ضامن حق رجوع به مضمون عنه ندارد.

ب)ضامن حق رجوع به مضمون له را ندارد. ـ ضامن حق رجوع به مضمون له را دارد.

ج)ضامن حق رجوع به مضمون عنه را دارد. ـ ضامن حق رجوع به مضمون له را ندارد.

د) ضامن حق رجوع به مضمون عنه را ندارد. ـ ضامن حق رجوع به مضمون له را دارد.

 

84ـ اگر دين اصلي، حال باشد ولي ضمان، مؤجل و ضامن قبل از رسيدن موعد، دين را به مضمون له بپردازد ....

الف)ضامن نمي تواند تا رسيدن موعد ضمان،‌ به مضمون عنه رجوع كند.

ب)ضامن مي تواند قبل از رسيدن موعد ضمان، به مضمون عنه رجوع كند.

ج)اگر مضمون عنه اذن به ضمان مؤجل داده باشد ضامن نمي تواند قبل از رسيدن موعد ضمان به او رجوع كند.

د)ب و ج صحيح است.

 

85ـ هرگاه مضمون له ضامن را از دين ابرا كند ....

الف)ضامن بري مي شود.

ب)ضامن و مضمون عنه بري مي شوند.

ج)ضامن حق رجوع به مضمون عنه ندارد.

د)هر سه مورد صحيح است.

 

86ـ احمد در مقابل دين حسين به محمد، ضامن او مي شود. علي نيز ضامن احمد مي شود. بفرماييد در صورتي كه علي دين را بپردازد آيا مي تواند به احمد و به حسين رجوع كند؟

 الف)علي علاوه بر حق رجوع به احمد، مستقيما به حسين نيز مي تواند رجوع كند.

ب)علي فقط مي تواند به حسين رجوع كند.

ج)علي فقط مي تواند به احمد رجوع كند.

د)احمد و حسين در مقابل علي متضامنا مسئول هستند.

 

87ـ در مورد عقد حواله كدام گزينه نادرست است؟

الف)در حواله رضاي محتال و قبول محال عليه لازم است.

ب)براي صحت حواله لازم است كه محال عليه، مديون به محيل باشد.

ج)در صحت حواله توان مالي محال عليه شرط نيست.

د)اگر محيل مديون محتال نباشد احكام حواله در آن جاري نخواهد بود.

 

88ـ هرگاه در زمان حواله، ‌محال عليه معسر باشد يا بعد از حواله معسر شود ....

الف)محتال در صورتي حق فسخ دارد كه به اعسار جاهل بوده باشد. ـ حق فسخ ندارد.

ب)در هر حال حق فسخ دارد. ـ حق فسخ ندارد.

ج)در هر حال حق فسخ دارد. ـ حق فسخ دارد.

د)محتال در صورتي حق فسخ دارد كه به اعسار جاهل بوده باشد. ـ حق فسخ دارد.

 

89ـ اگر در بيع مشتري حواله داده باشد كه بايع، ثمن را از كسي بگيردو بعد بطلان بيع معلوم گردد، حواله چه وضعي پيدا مي كند؛ و اگر بيع بواسطة اقاله منفسخ شود چطور؟

الف)حواله باطل است. ـ حواله صحيح بوده و لكن محال عليه بري مي شود.

ب)حواله باطل است. ـ حواله صحيح بوده و محتال مي تواند به محال عليه رجوع كند.

ج)حواله صحيح است. ـ حواله صحيح بوده و لكن محال عليه بري مي شود.

د)حواله صحيح است. ـ حواله صحيح بوده و محتال مي تواند به محال عليه رجوع كند.

 

حقوق مدنی - تست چهارم

حقوق مدنی تست اول

به نام الله

 

سؤالات حقوق مدني (ادلة ‌اثبات دعوا اقرار و اسناد)

 

1ـ آيا در صحت اقرار تصديق مقرله شرط است يا نه و تكذيب مفاد اقرار از سوي وي چه اثري دارد؟

الف)خير ـ موجب مي شود اقرار مزبور در حق او اثر نداشته باشد.

ب)بله ـ موجب مي شود اقرار مزبور در حق او اثر نداشته باشد.

ج)خير ـ هيچ اثري ندارد.

د)بله ـ موجب بطلان اقرار مي شود.

 

2ـ اقرار براي يكي از دو نفر معين و نيز اقراري كه در آن مقرله بكلي مجهول باشد چه حكمي دارند؟

الف)صحيح است ـ اثري ندارد

ب)صحيح است ـ صحيح است

ج)اثري ندارد ـ باطل است

د)باطل است ـ باطل است

 

3ـ كداميك از گزينه هاي زير نادرست است؟

الف)انكار بعد از اقرار مسموع نيست لكن اگر مقر ادعا كند اقرار مبني بر اشتباه بوده است ادعاي وي مسموع است.

ب)اختلاف مقر و مقرله درسبب اقرار مانع صحت اقرار نيست.

ج)قيد دين در دفتر تجار به منزله اقرار كتبي است.

د)اقرار معلق موثر نيست.

 

4ـ كداميك از گزينه هاي زير نادرست است؟

الف)در مورد سند عادي اگر طرفي كه سند برعليه او اقامه شده است صدور آنرا از منتسب اليه تصديق نمايد آن سند اعتبار سند رسمي را دارد.

ب)در مقابل اسناد رسمي انكار و ترديد مسموع نيست.

ج)در مقابل اسنادي كه اعتبار اسناد رسمي را دارد انكار و ترديد مسموع نيست.

د) عدم رعايت مقررات راجعه به حق تمبر كه به اسناد تعلق مي گيرد سند را از رسميت خارج مي كند.

 

  در مورد سنديت دفتر تاجر كدام گزينه صحيح است؟

الف)در مقابل تاجر و غير تاجر سنديت ندارد فقط ممكن است جزء قرائن و امارات قبول شود.

ب)در مقابل غير تاجر سنديت ندارد فقط ممكن است جزء قرائن و امارات قبول شود.

ج)در مقابل تاجر و غير تاجر سند محسوب مي شود و دليل است.

د)صرفا در مقابل تاجر ممكن است جزء قرائن و امارات قبول شود.

 

6ـ هرگاه در ذيل يا حاشيه يا ظهر سندي كه در دست ابرازكننده بوده مندرجاتي باشد كه حكايت از بي اعتباري يا  از اعتبار افتادن تمام يا قسمتي از مفاد سند نمايد....

الف)اگر مندرجات مزبوره تاريخ و امضا داشته باشد معتبر است.

ب)اگر مندجات مزبوره به وسيلة خط كشيدن يا نحو ديگر باطل نشده باشد معتبر است.

ج)اگر مندرجات مزبوره تاريخ و امضا داشته باشد معتبر است و لول اينكه به وسيلة خط كشيدن يا نحو ديگر باطل شده باشد.

د) مندرجات مزبوره معتبر محسوب است اگرچه تاريخ و امضاء نداشته و يا به وسيلة خط كشيدن و يا نحو ديگر باطل شده باشد.

 

7ـ هرگاه امضاي تعهدي در خود تعهدنامه نشده و در نوشته عليحده شده باشد در چه صورتي آن تعهدنامه بر عليه امضا كننده دليل است؟

الف)درصورتي كه تاريخ نوشته با تعهدنامه يكي باشد.

ب)در صورتي كه طرف مقابل ارتباط نوشته را با تعهدنامه ثابت كند.

ج)در صورتي كه در نوشته مصرح باشد كه به كدام تعهد يا معامله مربوط است.

د)در هيچ صورت دليل محسوب نمي شود.

 

 

سؤالات مدني8 (فقط ارث)

 

8ـ وراث متوفي عبارتند از چهار دختر و مادر. اگر كل ديون متوفي 5 ميليون تومان باشد و كل دارايي حين فوت وي 35 ميليون تومان باشد سهم هر دختر و مادر از تركه به ترتيب چقدر مي شود؟

الف)5ميليون به فرض و يك ميليون و250هزار به رد ـ فقط 5ميليون به فرض درصورتيكه مادر حاجب داشته باشد.

ب)6ميليون و 250هزار به قرابت ـ فقط5ميليون به فرض در صورتيكه مادر حاجب داشته باشد.

ج)5ميليون به فرض و يك ميليون به رد ـ 5ميليون به فرض و يك ميليون به رد

د)در هر حال مادر 5ميليون به فرض مي برد و بقيخ بين چهار دختر بالسويه تقسيم مي شود.

 

9ـ پيش از فوت احمد فرزندان وي كه محسن و خديجه بودند فوت كرده اند. خديجه دو فرزند به نامهاي علي و نرگس و محسن نيز دو فرزند به نامهاي حسين و مريم دارند. پس از فوت احمد وراث وي عبارتند از چهار نوة مذكور. ببفرماييد اگر كل تركة احمد 36ميليون تومان باشد سهم علي و مريم به ترتيب چقدر مي شود؟

الف)6ميليون ـ 8ميليون

ب)12ميليون ـ 6ميليون

ج)9ميليون ـ 6 ميليون

د)8ميليون ـ 8ميليون

 

10ـ نزديكان ميت حين فوت عبارتند از جد و جدة ابي، جدة امي، دو برادر ابي، و يك برادر و يك خواهر ابويني. اگر تركه 18ميليون تومان باشد سهم جد ابي، يك برادر ابوينيو جدة امي به ترتيب چقدر مي شود؟

الف)4ميليون ـ 4ميليون ـ 6ميليون

ب)5ميليون ـ 5ميليون ـ 3ميليون

ج)هيچ ـ 8ميليون ـ 6ميليون

د)6ميليون ـ 6ميليون ـ 2ميليون

 

11ـ وراث ميت عبارتند از: يك عمو و دو عمة ابويني، يك عموي ابي، يك عمه و يك عموي امي، سه دايي ابي، يك خالة ابي، و يك دايي امي. اگر تركه 36ميليون تومان باشد سهم يك عموي ابويني و يك خالة ابي چقدر است؟

الف)8ميليون ـ 2ميليون و500هزار

ب)12ميليون ـ هيچ

ج)8ميليون ـ 12ميليون

د)18ميليون ـ هيچ

 

 

سؤالات حقوق مدني8 (ارث، مواد 892ـ861ق.م)

 

 

12ـ اگر وراث ميت عبارت باشند از مادر، همسر يك پسر و حملي كه هنوز متولد نشده است ....

الف)تركه تا تولد حمل قابل تقسيم نيست.

ب)وراث ديگر مي توانند با كنار گذاشتن سهم يك پسر براي حمل تركه را تقسيم كنند.

ج)وراث ديگر مي توانند با كنار گذاشتن سهم دو پسر براي حمل تركه را تقسيم كنند.

د)وراث ديگر تركه را بطور كلي بين خود تقسيم مي كنند لكن اگر حمل، زنده متولد شود هركدام به نسبت سهمش حصة او را مي پردازند.

 

13ـ در مورد مانعيت لعان از ارث كدام گزينه نادرست است؟

الف)بعد از لعان، زن از شوهر ارث نمي برد.

ب)بعد از لعان شوهر از زن ارث نمي برد.

ج)فرزندي كه به سبب انكار او لعان واقع شده، از پدر و مادر ارث نمي برد.

د)مادر از فرزندي كه به سبب انكار او لعان واقع شده، ارث مي برد.

 

14ـ هرگاه پدر بعد از لعان رجوع كند ....

الف)پسر از پدر ارث مي برد.

ب)پدر از پسر ارث مي برد.

ج)رجوع از لعان مانع محروميت توارث بين پدر و فرزند نيست.

د)موارد الف و ب صحيح است.

 

15ـ محمود با كمك دوستش پدر خود را مي كشد اگر محمود تنها ورثة پدرش در طبقة اول باشد بفرماييد كدام گزينه صحيح است؟

الف)محمود و فرزندانش از ارث مقتول محروم مي شوند.

ب)محمود به دليل اينكه با مشاركت ديگري اقدام به قتل پدر كرده از ارث محروم نمي شود.

ج)محمود از ارث محروم شده و فرزندان او وارث مقتول(جدشان) مي شوند.

د)ارث مقتول به دليل فقدان وارث، درصورتي كه وصيتي در ميان نباشد به بيت المال تعلق مي گيرد.

 

16ـ خويشان ميت عبارتند از يك پسر، زوجه و دو برادر ابويني. پسر به ترتيب نسبت به زوجه و برادران متوفي چه نوع حاجبي محسوب مي شود؟

الف)حاجب نيست ـ نقصاني

ب) نقصاني ـ حرماني

ج) حاجب نيست ـ حرماني

د) نقصاني ـ نقصاني

 

17ـ كداميك از موارد زير در مورد ميراث زوجين صحيح است.

الف)اگر زوج، تنها وارث همسرش باشد يك چهارم تركه را به فرض مي برد و بقيه به او رد مي گردد.

ب)اگر زوج، تنها وارث همسرش باشد كل تركه را به قرابت مي برد.

ج)اگر زوجه تنها وارث شوهرش باشد يك چهارم تركه را به فرض مي برد و بقيه به او رد مي گردد.

د)اگر وارث متوفي، زوج به همراه يك دختر باشند، زوج يك چهارم به فرض و دختر بقيه تركه را به قرابت مي برد.

 

18ـ در صورتي كه حمل، فورا پس از تولد بميرد و نيز در صورتي كه در زنده متولد شدن او شك شود آيا ارث مي برد يا نه؟

الف)در مورد اول ارث مي برد ولي در دومي نمي برد.

ب)در مورد اول ارث نمي برد ولي در دومي مي برد.

ج)در هر دو مورد ارث مي برد.

د)در هيچيك از موارد ارث نمي برد.

 

19ـ اگر تاريخ فوت اشخاصي كه از هم ارث مي برند معلوم نباشد توارث بين آنان چگونه است؛ در صورتي كه تاريخ فوت يكي معلوم و ديگري مجهول باشد چطور؟

الف)مطلقا از همديگر ارث نمي برند. ـ فقط آنكه تاريخ فوتش معلوم است ارث مي برد.

ب)از هم ارث نمي برند مگر اينكه سبب موتشان غرق يا هدم باشد. ـ فقط آنكه تاريخ فوتش معلوم است ارث مي برد.

ج)مطلقا از همديگر ارث نمي برند ـ فقط آنكه تاريخ فوتش مجهول است از ديگري ارث مي برد.

د)از هم ارث نمي برند مگر اينكه سبب موتشان غرق يا هدم باشد. ـ فقط آنكه تاريخ فوتش مجهول است از ديگري ارث مي برد.

 

20ـ ورثه، قبل از اداء ديون نسبت به اعيان تركه معامله اي انجام مي دهند، ده روز بعد نيز ديون طلبكاران را مي پردازند وضعيت معامله، قبل و بعد از اداء ديون چگونه است؟

الف)غير نافذ ـ صحيح

ب)غير نافذ ـ غير نافذ

ج)صحيح ـ صحيح

د)باطل ـ باطل  

 

 

سؤالات حقوق مدني(ادلة اثبات دعوا ـ شهادت)

 

21ـ طبق قانون مدني شهادت پسر 14 ساله و دختر 12 ساله به ترتيب چه حكمي دارد؟

الف)به عنوان شهادت قابل پذيرش است. ـ فقط ممكن است براي مزيد اطلاع استماع نمود.

ب)فقط ممكن است براي مزيد اطلاع استماع نمود. ـ به عنوان شهادت قابل پذيرش است.

ج)شهادت هردو به عنوان شهادت قابل پذيرش است.

د)شهادت هردو را فقط ممكن است براي مزيد اطلاع استماع نمود.

 

22ـ اگر يك فرد نابينا شهادت دهد كه راننده اي كه با علي تصادف و سپس فرار كرده، فلاني است، آيا شهادت او مؤثر است؛ درصورتي كه شاهد ناشنوا باشد چطور؟

الف)بله ـ بله

ب)خير ـ خير

ج)خير ـ بله

د)بله ـ خير

 

23ـ كدام گزينه در مورد شهادت نادرست است؟

الف)شهادت بايد مطابق با دعوي باشد.

ب)اگر در لفظ مخالف و در معني موافق باشد ضرري ندارد.

ج)اگر كمتر از ادعا باشد ضرري ندارد.

د)رجوع شاهد از شهادت خود مانع ترتب اثر به شهادت او نيست.

 

 

24ـ در صورت تعدد شهود ....

الف)اگر شهود به اختلاف شهادت دهند، قابل اثر نخواهد بود، مگر درصورتي كه از مفاد اظهارات آنها قدر متيقني به دست آيد.

ب)اختلاف شهود در خصوصيات امر اگر موجب اختلاف در موضوع شهادت نباشد اشكالي ندارد.

ج)شهادت شهود بايد مفادا متحد باشد.

د)هر سه مورد

 

سؤالات حقوق مدني، ادله اثبات دعوا(امارات و قسم)

 

25ـ مادة 35 ق.م كه مي گويد:« تصرف بعنوان مالكيت دليل مالكيت است مگر اينكه خلاف آن ثابت شود.» از لحاظ حقوقي ....

الف)امارة قانوني است    ب)امارة قضايي است    ج)خلاف آن قابل اثبات نيست     د)موارد الف و ج صحيح است

 

26ـ كدام گزينه در مورد امارة قضايي نادرست است؟

الف)عبارت است از اوضاع و احوالي در خصوص مورد    ب)در صورتي قابل استناد است كه دعوي به شهادت شهود، قابل اثبات باشد.

ج)خلاف آن قابل اثبات نيست.   د)مقدم بر اصول عملي است.

 

27ـ آيا در دعاوي عليه صغير  و مجنون، مي توان قسم را بر ولي يا وصي يا قيم متوجه كرد؟

الف)بر ولي و قيم، آري اما بر وصي، خير          ب)فقط نسبت به اعمال صادره از شخص ولي يا وصي يا قيم، مادامي كه در سمت خود باقي هستند.

ج)مطلقا نمي توان قسم را بر هر يك از ولي و وصي و قيم متوجه كرد.

د) اصولا مي توان قسم را بر هر يك از ولي و وصي و قيم متوجه كرد.

 

28ـ كدام گزينه در مورد قسم نادرست است؟

الف)در دعاوي كه به شهادت شهود قابل اثبات باشد معتبر است.

ب)قسم به كسي متوجه مي گردد كه اگر اقرار كند اقرارش نافذ باشد.

ج)قسم قاطع دعوي است لكن اظهاري كه منافي با قسم باشد از طرف پذيرفته مي شود.

د)قسم فقط نسبت به طرفهاي دعوا و قائم مقام آنها مؤثر است.

حقوق مدنی تست دوم

تست های آیین دادرسی مدنی

به نام الله

 

سؤالات آيين دادرسي مدني(مواد105ـ129)

 

1ـ در صورت عزيمت يكي از اصحاب دعوا به ماموريت نظامي يا دولتي يا مسافرت ضروري….

الف)دادرسي متوقف شده و دادگاه مهلت كافي براي تعيين وكيل به آنان مي دهد.

ب)دادرسي متوقف نمي شود لكن دادگاه مهلت كافي براي تعيين وكيل به آنان مي دهد.

ج)دادگاه رسيدگي را بطور موقت متوقف و مراتب را به طرف ديگر اعلام مي دارد.

د)دادگاه رسيدگي را بطور موقت متوقف مي كند و پس از تعيين جانشين و درخواست ذينفع، جريان دادرسي ادامه مي يابد.

 

2ـ استرداد دعوا از سوي خواهان پس از ختم مذاكرات اصحاب دعوا.…

الف)در هيچ صورت امكان ندارد.

ب)مطلقا در صورتي ممكن است كه خوانده راضي باشد.

ج)در موردي ممكن است كه خوانده راضي بوده و خواهان از دعواي خود به كلي صرفنظر كند.

د)در موردي ممكن است كه يا خوانده راضي باشد و يا خواهان از دعواي خود به كلي صرفنظر كند.

 

3ـ در صورت استرداد دعوا از سوي خواهان تا اولين جلسة دادرسي، دادگاه چه قراري صادر مي كند و اگر استرداد دعوا در حين دادرسي صورت پذيرد چه قراري؟

الف)قرار رد دادخواست ـ قرار رد دعوي

ب)قرار ابطال دادخواست ـ قرار رد دعوي

ج)قرار رد دادخواست ـ قرار سقوط دعوا

د)قرار ابطال دادخواست ـ قرار سقوط دعوا

 

4ـ اصولا درخواست تامين از سوي خواهان چه زماني امكان پذير است؟

الف)قبل از تقديم دادخواست راجع به اصل دعوا

ب)ضمن دادخواست راجع به اصل دعوا

ج)در جريان رسيدگي تا صدور حكم قطعي

د)هر سه مورد

 

5ـ چنانچه بر دادگاه محرز شود كه منظور از اقامه دعوا تاخير در انجام تعهد يا ايذاء طرف يا غرض ورزي بوده، تكليف دادگاه چيست؟

الف)دادگاه مكلف است ضمن صدور حكم يا قرار، خواهان را به تاديه سه برابر هزينه دادرسي به نفع دولت محكوم نمايد.

ب)دادگاه مكلف است ضمن صدور حكم يا قرار، خواهان را به تاديه سه برابر هزينه دادرسي به نفع خوانده محكوم نمايد.

ج)دادگاه مكلف است دادرسي را متوقف و قرار ابطال دادخواست را صادر كند.

د)دادگاه مكلف است به دادرسي خاتمه داده و قرار رد دادخواست را صادر كند.

 

6ـ كداميك از گزينه هاي زير درست است؟

الف)خواهان تا ده روز پس از صدور قرار تامين بايد نسبت به اصل دعوي دادخواست بدهد درغير اينصورت دادگاه مستقلا قرار تامين را لغو مي نمايد.

ب)خواهان تا بيست روز پس از صدور قرار تامين بايد نسبت به اصل دعوي دادخواست بدهد درغير اينصورت دادگاه مستقلا قرار تامين را لغو مي نمايد.

ج)خواهان تا ده روز پس از صدور قرار تامين بايد نسبت به اصل دعوي دادخواست بدهد درغير اينصورت دادگاه به درخواست خوانده، قرار تامين را لغو مي نمايد.

د) خواهان تا بيست روز پس از صدور قرار تامين بايد نسبت به اصل دعوي دادخواست بدهد درغير اينصورت دادگاه به درخواست خوانده، قرار تامين را لغو مي نمايد.

 

7ـ آيا مي توان نسبت به طلب يا مال معيني كه هنوز موعد تسليم آن نرسيده است درخواست تامين نمود اگر امكان دارد در چه صورت؟

الف)خير به هيچ وجه امكان ندارد.

ب)بله، در صورتي كه حق مستند به سند رسمي و در معرض تضييع يا تفريط باشد.

ج)بله، در صورتي كه حق مستند به سند رسمي و يا در معرض تضييع يا تفريط باشد.

د)خير مگر در صورتي كه حق مستند به سند رسمي باشد.

 

8ـ كدام گزينه صحيح است؟

الف)قرار تامين ظرف بيست روز قابل اعتراض است.

ب)قرار قبول تامين و همچنين قرار رد تامين قابل تجديد نظر نيستند.

ج)در صورتي كه موجب تامين مرتفع گردد، تامين خود به خود مرتفع مي گردد.

د)در صورت استرداد دعوا و يا دادخواست از سوي خواهان، دادگاه قرار رفع تامين را خواهد داد.

 

9ـ در مورد تبديل تامين كدام گزينه صحيح نيست؟

الف)در مواردي كه عين خواسته توقيف شده باشد تبديل مال منوط به رضايت خواهان است.

ب)در تبديل تامين شرط است كه مال پيشنهاد شده از سوي خوانده از نظر قيمت و سهولت فروش از مال توقيف شده كمتر نباشد.

ج)درخواست تبديل تامين از دادگاهي مي شود كه قرار تامين را صادر كرده است.

د)دادگاه مكلف است ظرف ده روز به درخواست تبديل تامين رسيدگي كرده، قرار مقتضي صادر نمايد.

 

سؤالات آيين دادرسي مدني(ورود ثالث ـ جلب ثالث)

 

10ـ اگر شخصي خود را در محق شدن يكي از اصحاب دعواي اصلي ذي نفع بداند و دادخواست ورود ثالث ارائه دهد در صورتي كه دادگاه احراز نمايد كه رسيدگي به دعواي اصلي منوط به رسيدگي به دعواي ثالث نمي باشد يا دعواي ثالث به منظور تباني يا تاخير دادرسي ارائه شده تكليف دادگاه چيست؟

الف)دادگاه در هر دو مورد دعواي ثالث را از دعواي اصلي تفكيك نموده به هر يك جداگانه رسيدگي مي كند.

ب)در مورد اول قرار رد دعوي صادر مي كند و در مورد دوم دعاوي را تفكيك كرده و به هر يك جداگانه رسيدگي مي كند.

ج)دادگاه در هر دو مورد قرار رد دعواي ثالث را صادر مي كند.

د)در مورد اول دعاوي را تفكيك كرده و به هر يك جداگانه رسيدگي مي كند و در مورد دوم قرار رد دعواي ورود ثالث را صادر مي كند.

 

11ـ اگر شخصي در دعواي مطروحه ميان دو طرف، براي خود بطور مستقل حقي قائل باشد و دادخواست ورود ثالث ارائه دهد لكن دادگاه احراز نمايد كه رسيدگي به دعواي اصلي منوط به رسيدگي به دعواي ثالث نمي باشد و يا ثابت شود كه دعواي ثالث به منظور تباني و يا تاخير رسيدگي است تكليف دادگاه چيست؟

الف)دادگاه در هر دو مورد دعواي ثالث را از دعواي اصلي تفكيك نموده به هر يك جداگانه رسيدگي مي كند.

ب)دادگاه در هر دو مورد قرار رد دعواي ورود ثالث را صادر مي كند.

ج)در مورد اول دعاوي را تفكيك كرده به هر يك جداگانه رسيدگي مي كند و در مورد دوم قرار رد دعوا صادر مي كند.

د)در مورد اول قرار رد دعوا صادر كرده و در مورد دوم دعاوي را تفكيك كرده و به هر يك جداگانه رسيدگي مي كند.

 

12ـ وارد ثالث دادخواست خود را به طرفيت چه كسي بايد ارائه دهد؟

الف)در صورتي كه به نفع يكي از طرفين دعواي اصلي وارد دعوا مي شود بايد دادخواست خود را به طرفيت طرف مقابل آن شخص ارائه دهد.

ب)در صورتي كه با ادعاي حق مستقل براي خود وارد دعوا مي شود بايد به طرفيت خواندة دعواي اصلي وارد دعوا شود.

ج)در هر صورت بايد دادخواست خود را به طرفيت هردوي طرفين دعواي اصلي ارائه دهد.

د)موارد الف و ب صحيح است.

 

13ـ اگر معلوم شود دادخواست دهنده به عنوان وارد ثالث از وجود دعوا ميان اصحاب اصلي در طول جلسات سابق باخبر بوده ولي عامدا تاكنون اقدام به ارائة دادخواست نكرده تكليف دادگاه چيست؟

 

الف)دادگاه قرار ابطال دادخواست او را صادر مي كند.

ب)دادگاه در هر حال بايد دادخواست ورود ثالث را بپذيرد.

ج)دادگاه قرار رد دادخواست او را صادر مي كند

د)دادگاه دادخواست او را رد نمي كند لكن جدا از دعواي اصلي به آن رسيدگي مي كند.

 

14ـ در صورت نقض راي در ديوان عالي كشور و ارجاع آن به دادگاه پايينتر براي رسيدگي، آيا وارد ثالث مي تواند در اين مرحله وارد دعوا شود؟

الف)در صورتيكه در مراحل قبلي وارد دعوا شده باشد مي تواند باز هم وارد دعوا شود.

ب)در صورتي كه در مراحل قبلي وارد دعوا نشده باشد نمي تواند وارد دعوا شود.

ج)در هر صورت مي تواند وارد دعوا شود.

د)در هيچ صورت نمي تواند وارد دعوا شود.

 

15ـ وارد ثالثي كه خود را در محق شدن يكي از طرفين دعواي اصلي ذي نفع مي داند و وارد ثالثي كه در ورود به دعوا، مستقلا براي خود حقي قائل است به ترتيب به چه عناويني وارد دعوا مي شوند؟

الف)خواهان ـ خواهان  

ب)خوانده ـ خواهان   

ج)عنوانش همان عنوان طرفي است كه براي تقويت موضع او وارد مي شود ـ خوانده    

د) عنوانش همان عنوان طرفي است كه براي تقويت موضع او وارد مي شود ـ خواهان

 

16ـ اگر پسر عموي دادرس به عنوان ثالث وارد دعوا شود يا توسط يكي از اصحاب دعواي اصلي به عنوان مجلوب ثالث جلب دعوا شود تكليف دادرس چيست؟

الف)در هر دو مورد دادرسي را ادامه مي دهد.

ب)در هر دو مورد بايد از رسيدگي امتناع نمايد.

ج)دادرسي را ادامه مي دهد. ـ بايد از رسيدگي امتناع نمايد.

د) بايد از رسيدگي امتناع نمايد. ـ دادرسي را ادامه مي دهد.

 

17ـ اگر دادگاه احراز نمايد كه جالب ثالث به منظور تاخير در رسيدگي اقدام به جلب شخص ثالث كرده است ....

الف) مي تواند دادخواست جلب را از دادخواست اصلي تفكيك نموده به هر يك جداگانه رسيدگي كند.

ب)قرار رد دعواي جلب ثالث را صادر كرده و جالب را به سه برابر هزينة دادرسي عليه دولت محكوم مي كند.

ج)قرار رد دعواي جلب ثالث را صادر كرده و جالب را به سه برابر هزينة دادرسي عليه مجلوب ثالث محكوم مي كند.

د)در هر صورت به هر دو دعوا با هم رسيدگي كرده و اظهارنظر مي كند.

 

18ـ  دادخواست جلب ثالث در مرحلة بدوي و تجديد نظر به كدام مرجع ارائه مي شود؟

الف)دادگاه رسيدگي كننده به دعواي اصلي ـ شعبة اول دادگاه تجديدنظر.

ب)شعبة اول دادگاه بدوي ـ شعبة اول دادگاه تجديدنظر

ج)در هر دو مورد به دادگاهي ارائه مي گردد كه در حال رسيدگي به دعواي اصلي است.

د)دادگاه تجديدنظر استان ـ دادگاه رسيدگي كننده به دعواي اصلي در مرحلة تجديدنظر

 

19ـ در حقوق ايران مهلت اظهار جهات و دلايل جلب ثالث و مهلت تقديم دادخواست جلب ثالث چقدر هستند؟

الف)تا پايان جلسة اول دادرسي ـ سه روز پس از جلسة اول

ب)تا پايان جلسة اول دادرسي ـ ده روز پس از جلسة اول

ج)تا ختم مذاكرات _ سه روز پس از جلسة درخواست

د)تا ختم مذاكرات ـ ده روز پس از جلسة درخواست

 

آيين دادرسي مدني(مواد141 تا148)

 

20ـ كدام گزينه در مورد دعوي متقابل نادرست است؟

الف)طرح دعوي متقابل فقط در مرحلة بدوي ممكن است.

ب)خواندة تقابل در  صورت عدم آمادگي براي دفاع از آن، مي تواند درخواست تاخير جلسه دادرسي را كند.

ج)اگر دادخواست دعوي متقابل پس از مهلت قانوني ارائه شود با قرار رد مواجه مي گردد.

د)دعاوي تهاتر و صلح كه براي دفاع از دعواي اصلي اظهار مي شود، دعواي متقابل محسوب نمي شود.

 

21ـ آيا مجلوب ثالث مي تواند طرح دعواي متقابل كند؛ و اگر مي تواند، عليه چه كسي؟

الف)بله ـ عليه هر دوي طرفين دعواي اصلي               ب)بله ـ صرفا عليه جالب

ج)بله ـ عليه هر يك از طرفين دعواي اصلي     د) خير، نمي تواند.

 

22ـ در مورد امكان طرح دعواي متقابل در دعوايي كه ثالثي در آن وارد شده است بايد گفت ....

الف)وارد ثالث اصلي مي تواند عليه طرفين دعواي اصلي، دعواي متقابل مطرح كند.

ب)طرح دعواي متقابل از سوي اصحاب دعواي اصلي بر عليه وارد ثالث اصلي مجاز است.

ج) وارد ثالث تبعي مي تواند عليه طرفين دعواي اصلي، دعواي متقابل مطرح كند.

د)طرح دعواي متقابل بر عليه وارد ثالث اصلي، صرفا از سوي خواندة دعواي اصلي مجاز است.

 

23ـ كداميك از شرايط دعواي متقابل محسوب مي شود؟

الف)از سوي خوانده مطرح مي شود.           ب)با دعواي اصلي وحدت منشأ يا ارتباط كامل دارد.         ج)دادخواست تا پايان اولين جلسة دادرسي ارائه مي گردد.

د)هر سه مورد

 

24ـ بين دو دعوا وقتي ارتباط كامل است كه ....

الف)اتخاذ تصميم در هر يك مؤثر در ديگري باشد.              ب)وحدت منشأ داشته باشند.

ج)اصحاب دو دعوا يكي باشند.                 د)هر سه مورد صحيح است.

 

25ـ در صورت عدم صلاحيت ذاتي و محلي دادگاه، براي رسيدگي به دعواي متقابل به ترتيب چگونه عمل مي شود؟

الف)قرار عدم صلاحيت صادر و دعوا به مرجع صالح فرستاده مي شود. ـ دادگاه به دعواي متقابل همراه با دعواي اصلي رسيدگي مي كند.

ب)دادگاه به دعواي متقابل همراه با دعواي اصلي رسيدگي مي كند. ـ قرار عدم صلاحيت صادر و دعوا به مرجع صالح فرستاده مي شود.

ج)در هر دو مورد دادگاه به دعواي متقابل، همراه با دعواي اصلي رسيدگي مي كند.

د)در هر دو مورد قرار عدم صلاحيت صادر و دعوا به مرجع صالح فرستاده مي شود.

 

26ـ اگر دادگاه دعوايي را كه به عنوان متقابل مطرح شده است دعواي متقابل تشخيص ندهد ....

الف)در صورت صلاحيت ذاتي، جداگانه به آن رسيدگي مي كند.

ب)در صورت عدم صلاحيت محلي، جداگانه به آن رسيدگي مي كند.

ج)در هر حال دعوا را به مرجع صالح ارسال مي كند.

د)موارد الف و ب صحيح است.

 

27ـ كداميك از گزينه هاي زير نادرست است؟

الف)در صورت فوت يكي از اصحاب دعواي اصلي، رسيدگي به دعواي متقابل بطور موقت متوقف مي گردد.

ب)استرداد دادخواست از سوي خواهان اصلي، تأثيري بر رسيدگي به دعواي متقابل ندارد.

ج)صدور قرار رد دعواي اصلي موجب سقوط دعواي متقابل نمي شود.

د)اگر دعواي متقابل خارج از مهلت قانوني اقامه شود در هر حال نمي تواند توأم با دعواي اصلي مورد رسيدگي واقع شود.

 

28ـ اتباع دولتهاي خارجي براي تأدية خسارتي كه ممكن است بابت هزينة دادرسي و حق الوكاله به آن محكوم گردند ....

الف)اگر خواهان باشند در هر حال بايد تأمين مناسب بسپارند.

ب)اگر به عنوان شخص ثالث وارد دعوا گردند، نمي توان از آنان تأمين اخذ كرد.

ج)در صورت درخواست خواندة ايراني، بايد تأمين مناسب بسپارند.

د)موارد الف و ب صحيح است.

29ـ تا وقتي تامين داده نشده است ... و در صورتي كه مدت مقرر براي دادن تامين منقضي گردد و تبعة بيگانه، تامين نداده باشد ....

الف)دادرسي متوقف خواهد ماند. ـ به تقاضاي طرف مقابل، قرار رد دعواي وي صادر مي گردد.

ب)دادرسي متوقف خواهد ماند. ـ به تقاضاي طرف مقابل، قرار رد دادخواست وي صادر مي گردد.

ج)به ميزان تامين از اموال تبعة بيگانه، توقيف مي گردد. ـ حكم به بي حقي وي صادر خواهد شد.

د)به ميزان تامين از اموال تبعة بيگانه، توقيف مي گردد. ـ قرار رد دعواي وي صادر مي گردد.

 آیین دادرسی مدنی تست دوم